Thursday, 10 November 2011

من چی می خورم پس؟



چقدر این سوال رو جواب داده باشم خوبه؟ به دوست، مامان دوست، فامیل، همکار، استاد و این اواخر حتی استاد جون اینام ازم پرسیدن تو چرا تو جلسه ها و کنفرانس ها هستی، بعد موقع بوفه غیبت می زنه یهو. اما امروز خودم هم به فکر افتادم. وقتی الان مینا سرشو کرد تو لیوان بالای پاتختی، در کمال شگفتی دیدم داره یه چیزی می خوره و بله لیوان تا نصفه پر از شیر بود. صب ریخته بودمش و نصفش رو خورده بودم و یادم رفته بود. الان دیدم هنوز یه نون تست هم تو blue هست، اینو اصلا یادم نمیاد چه سرنوشتی داشته. می دونم امروز فقط از اینور دویدم به اون ور! این نونه کی تست شده پس؟ من که نه صبحونه خونه بودم، نه ناهار؟ احتمالا قدمت تاریخی داره این نون! الان یادم افتاد وقتی یخچال رو کشیدم جلو که زیرش رو تمیز کنم نگام افتاد به روغن مایع نصفه که وقتی اومدم تو این خونه خریدمش. یعنی بین پونزدهم تا هفدهم ژانویه پارسال! به زودی تولد روغنم مبارک! جالب اینه که خریدهای هفته پیش هم تو یخچال دست نخورده، این هفته من مصرف شکلاتم هم که زیر صفر بوده، احتمالا منم مثل شلدن یه گونه جدیدم که نیازهای طبیعی-برطرف شده! (صفته! پشت هم بخونین!) به دنیا اومدم!

No comments:

Post a Comment