از دست این سادینسی!
برداشته نوشته
خدایان سیت کام دعاهای منو اجابت کردن و
نیم متر هم آخرش حمد و ثنای خدایان سیت
کام رو به نظم درآورده!
یعنی من از خنده
غش کردم!!! بله
این قسمت دوستان بارنی-رابینی
رو به آسمون هفتم فرستاد!
هنوز هم نورا هست،
هم کوین! البته
نورا حرفش هست، خودش کمتر میاد، کوین کلا
با گروه مچ شده! از
شایعات هفته گذشته تا شیطنت بازیگرا!
همه اش باعث شده
بود که همه منتظر باشن که اتفاقات بارنی
رابینی در جریان باشه و ..خب
برید ببینین! من
لو نمی دم! هر
چند فکر می کنم نورا و کوین ۲-۳
قسمت دیگه باشن. بهترین
نکته این قسمت اینه که داستان پیشا-نوراست!
(عجب اصطلاحی!!)،
بیشترش تو فلش بک می گذره.
برا همین بارنی
همون بارنیه که می شناسیم.
به هر حال سریال
با یه داستان ابرقهرمانانه درباره بارنی
شروع می شه (عاشق
اغراق های NPH ام
وقتی چیزای چرت رو جدی بازی می کنه!)
و بعد از ۲ ثانیه
گیج شدن یه لامپ بالا سرتون روشن میشه که
این باز یکی از قصه های بارنیه و True
Story!!! (این اپیسود
نشون میده که NPH چه
گزینه محشریه برا نقش سوپرقهرمانا!
و البته من داکتر
هوریبل رو به هر سوپر قهرمانی ترجیح می
دم!!).
همه
قصه هم برا اینه که بارنی هم مثل ما از این
کراوات مسخره خسته شده و می خواد مارشال
و لیلی رو راضی کنه که از شرش راحت شه!
از هر راهی هم وارد
می شه! من
کلی خندیدم که مارشال رو وسوسه می کنه
سیلی آخرو بزنه و حتی چندتا سیلی بهش بده
که راضی شه. بهترین
جاش وقتیه که رابین می فهمه بارنی رژگونه
اش رو کش رفته که صورتش رو آسیپ پذیر نشون
بده و مارشال مجبور شه بزنتش! دلیلی هم که میاره برا کارش محشره:
داستانی که در گذشته
اتفاق می افته مال طوفان آیرینه و وقتی
که گروه با وجود اینکه تد سعی کرده بکشونتشون
بیرون از شهر تو طوفان و تو آپارتمان بارنی
حبس می شن! چون
داستان رو نمی خوام بنویسم فقط تیکه های
جذاب رو رو می کنم!
تقریبا همه بچه ها
اشاره کرده بودن که فرانسه حرف زدن بارنی
اشاره مستقیمیه به ریشه های کانادایی اش!
هرچند وقتی بارنی
می گه Le jeu commence و
مارشال جواب می ده Je
m'appelle Marshal من یاد
I'm a blackboard افتاده
بودم!
اینکه چکمه های تد
صورتیه، اشاره بود به کفش کابویی
قرمزاش و همه کلی حال کرده بودن!
این خرسه که به مارشال
حمله می کنه انقدر مسخره است که آدم نمی
تونه نخنده!
هفته پیش وقتی جیمز می
گفت
?I know Barney has slept with lot of people's moms, but
now he is going to sleep with our mom و
مارشال دلجویانه می زد پشت تد.
این هفته اسم مامان
مارشال میاد وسط. بارنی
داره اذیت می کنه البته ولی به هر حال!
سیلی های این هفته
واقعا نامردی بود، تازه مارشال یه سیلی
اضافه هم برا آینده ذخیره کرد!
یعنی من عاشق این بودم
که تد به خاطر دختره می خواست بارنی رو تو
طوفان جا بذاره بعد بارنی غمگین می گفت
اینو به دوستت ترجیح می دی؟ و در کمال
شادمانی اضافه می کرد آموزشت تکمیل شده،
بهت افتخار می کنم.
تاکسی ها دیگه دارن می
شن جای مخصوص بارنی و رابین!
جای رانجیت خالی
بود البته!
رابین ۲-۳
هفته است که زرد می پوشه.
از اونجاییکه زرد
تو این سریال معنادار شده، همه هی دارن
براش تئوری می تراشن.
با وجود اینکه همه متفق
القول اند که نورا بامزه نیست، همه متفق
القول کوین رو دوست دارن.
دلیلش به نظر من
نه بازیگریه، نه طرفداری بارنی-رابینی.
کوین کامل نیست و
همین نقص هاش بامزه اش می کنه.
نورا نقص نداره و
کاملا یه بعدی شده و حوصله آدم رو سر می
بره! اضافه
کنین که کل پن از طرفدارای بارنی و رابینه
و این ۲-۳
هفته مثل جاسوس تماشاچیا تو بازیگرا عمل
کرده. همین
پریروز توییت کرده بود که اپیسود امشب یه
بخش بارنی-رابین
باحال داره، حتما ببینین و کوبی اسمالدرز
هم جواب داده بود این روش توئه که به من
بگی می خوای باهام به هم بزنی؟ البته باز
رابطه رابین و کوین زیاد طبیعی نشده و یه
عده ای به شدت معتقدا که کوین undercover
shrink هست.
(من اون اوایل یه
ایده داستان داده بودم اینجوری!)
اما باز برمی گرده
به نویسندگی، کل پن با همه اینا بامزه
بوده کلی!
باز بچه ها اشاره کرده
بودن که رابین تا حالا بارنی رو blondie
صدا نزده بود و
چرا؟ همه اش تقصیر این شایعه های هفته
پیشه که گفته بودن تو قسمت بعد رابین برای
بچه هاش تعریف می کنه که چطور با پدرشون
آشنا شده و پسر رابین بلونده!
من قویا اعتقاد
دارم که اگر هم چنین قسمتی باشه، احتمالا
یا رابین یا بارنی دارن تد رو دست می اندازن
یا تد داره از طرف خودش چنین چیزی رو تعریف
می کنه.
خب اینو من هم اعتراف
می کنم که سکانس های بارنی رابین داره روز
به روز بهتر می شه. بهترین
بخش سریاله اصلا (با
توجه به اینکه بارنی دیگه زیادصحنه های
تئوری پردازی یا دختربلندکنی نداره!)
بازیگری تو این
سریال اغراق آمیزه، اما این سکانس ها خوب
از آب در میان. اسمالدرز
و NPH دارن
روز به روز بهتر با هم کار می کنن.
اون ۳ دقیقه آخر
اوجشه دیگه. یادمه
پارسال هم هر دو تاشون گفتن از طرفدارای
بارنی- رابین
اند و همه تلاششون رو می کنن که نویسنده
ها شخصیت دیگه ای براشون ننویسن! این صحنه زیر بارون کلی همه رو شادمان کرده (جمله اش رو نوشتم این زیر!!) اما به نظر من بامزه ترین جاش اون بود که رابین می گفت دستات رو نشون بده، نه بخش رمانتیکش!
این هم جمله هایی که
من این هفته دوست داشتم:
Barney:
When the end of day is nigh/ I'll have taken off this tie!
Barney:
What are you saying Marshal? Are you going to seize this slapertnity
or are going to let it slap through your fingers?
Marshal:
I don't know Lily. I mean we have a baby on the way and an extra slap
could really come in handy!
Barney:
Hey! Hey! It's gonna get pretty crazy out there and if some hot woman
gets all her clothes blown off and I'm not there to videotape it and
put it up on the internet, who will? FIMA? Come on! Open your eyes!
Barney:
(depressed) Wow! It's come to this! You could help a friend, but
instead you're choosing the hot girl in tight tank top!
(enthusiastically) Your training is complete! I'm so proud of this
kid!
Barney:
If you don't mind my saying! Your dad is a complete idiot for not
calling! He should never let a day go by without calling you, because
when I let a day go by without talking to you...um...
that.day's.just.no.good!





No comments:
Post a Comment