یعنی I've never been more embarrassed
in my whole life! تو سوپر مارکت رفته
بودم برا دوستم تبوله پیدا کنم، وقتی
برگشتم دیدم داره با یه پسره حرف می زنه.
منم همون دور وایستادم.
بعد دیدم پسره برا من دست تکون
داد و از دور سلام احوالپرسی کرد، اومدم
نزدیک تر. دوستم که دید
هیچ نشانی از آشنایی در من نیست گفت مگه
تو نگفتی چد رو دیدی تو مدرسه؟ و چد گفت
چرا. کلی درباره شیوه های
کاشت آسپاراگوس (نه!
واقعا باید بگم جعلیه موضوع؟
نه جدا؟) با هم بحث کردیم
و من تازه با کمال شرمندگی یادم اومد که
این بیچاره رو می شناسم. یعنی
اگر بگین یه ذره یادم میاد روز اول چه شکلی
بود یا چیا گفتیم. حالا
تعداد لکه های روی شیشه پنجره کلاس رو
یادمه ها! اینو یادم نمیاد.
ناامیدم از خودم به شدت!
بار اول که نیست. اصولا
من اگه آدمه یا حرفاش به نظرم جذاب نیاد
توجه ام در حد
?can we draw boobs بارنی هم نیست!!
No comments:
Post a Comment