Friday, 14 October 2011

برای آنتوان!



من یه شوالیه بلوند دارم که کلی تمرین کرده اسم منو تلفظ کنه، که رو کتابش برام کلی قلب کشیده، که وقتی ازش خواهش کردم تخته رو پاک کنه، رفت تخته پاک کن رو آب کشید، یه صندلی گذاشت زیر پاش و میلی متر به میلی متر تخته رو با دقت شست! (دخترک صورتی مات! جات خالی! تخته پاک کردن اینطوری تا ابد الدهر منو یاد تو می اندازه!). در همین راستا (چرا یکی از من نمی پرسه کدوم راستا؟) لیو هم که این هفته قرار بود از کلاس من بره اومد و گفت دلم براتون تنگ می شه! یعنی من رو ابرهام الان!

No comments:

Post a Comment