این ماجرا در راستای جوالدوز
به خود می باشد! (می باشد
غلط می باشد! حتی اگر درست
به نظر برسد!)
خب همتون می دونید که من انسان
معرکه awesome ای هستم!
(جوالدوز رو دارین که؟) با
همه اینا یه چیزایی هست که من اصولا ازشون
سر در نمی آرم. یکی از این
چیزها لوازم آرایش، برند ها و کاربردشونه.
(چرا این نوشته انقدر داره
کلاسیک پیش می ره؟ چرا همه جمله ها به هم
مربوطن؟) و معمولا در بحث
ها و خریدهای مربوط من هیچ حرفی برای گفتن
ندارم. یه بار یکی از بچه
ها که ۸۳٪ حرفاش درباره این بود که چی تو
بازاره و چی مده و قیمت ها چنده. از
راه رسید . گفت نیاز به یه
اتود تازه داره و از اونجایی ذهن من برای
یه چیزایی قفل کودک داره، خیلی با ذوق
گفتم آخی!!! تو بالاخره به
جای لوازم آرایش فروشی می ری لوازم تحریر
فروشی؟ منم میام!!! (کسایی
که منو می شناسن می دونن در مواقع افسردگی، شادمانی، بی حالی، تولد، ذوق، غم و غیره
منو می تونن تو لوازم تحریرفروشی پیدا
کنن) و بله!!! انسان
های مطلع دور و بر برام توضیح دادن فرق
Etude با مدادنوکی رو!!!
پ. ن. ۱
دوستان کلی سعی کردن منو به راه راست هدایت
کنن! اصولا نمیشه. این
دوست آبی نفتی طفلک برای تولد ۵ سال پیش
من یه چیزی گرفته بود (به
جان خودم، هنوز نفهمیدم کاربردشو!!)
منم مرسیییی! و
گذاشتم تو کیفم! بعد ۳ ماه
بعد که پرسید راستی رنگشو دوست داشتی من
یادم افتاد ازش بپرسم راستی این چی بود
اصلا؟ طفلک غیظش رو کظم کرد و یه توضیحاتی
داد که برای کسی که اتود رو نمی شناسه
مسلما چینی به نظر می رسید! چند
وقت بعد با زیرکی متوجه شد که من (من
ها!!! یعنی من که کلی سابقه
خرابکاری دارم فقط به خاطر فضو...
ببخشید کنجکاوی!) یادم
رفته اصلا در جعبه هه رو باز کنم ببینم چه
رنگیه. بعد من که متنبه
شده بودم و به اشتباه خودم پی برده بودم و به درک جدیدی از زندگی دست یافته بود (بعد از اینکه دوست آبی نفتی آتشفشان شد البته!) قول دادم همون شب برم درشو باز کنم حداقل
و یادم رفت. ۲ سال بعد که
با هم و یکی از دوستای دیگه مون رفته بودیم
خرید. تو یه مغازه ای از
همونا دیدیم و دوست سوم گفت ا؟ این از
هموناست که دوست آبی نفتی ۲ سال پیش به تو
داد. من هم خیلی ریلکس گفتم
راستی کاربردش چی بود و دوست آبی نفتی بغل
دستم به دوست قرمز ارغوانی تبدیل شد!!! براتون نوشته بودم یکی دیگه از خصوصیات من اینه که می تونم آدم ها رو به تورنسل تبدیل کنم؟
No comments:
Post a Comment