چرا من انقدر به شاگردای معلم
داغون کن سمپاتی دارم؟ مازوخیستم آیا؟
هرچند من که آزار نمی بینم، پس اسمش
مازوخیسم نباید باشه!!! مارتین
رو از کلاس من انداختن بیرون و راستش من
کلی دوسش داشتم، به اندازه گقانس که اونم
معلم داغون کنه دیگه ایه برای خودش.
امروز کلاس به آرامش گذشت (
اگه دست زدن ها، به هوا پریدن
ها، دور صندلی دویدن ها و آواز خوندن ها
مون رو در نظر نگیریم! من
هم به نوبه خود سوپروایزر داغون کنی ام
برا خودم!!) و من نصف بیشتر
لحظات دلم برا مارتین شلوغ از دیوار
بالارونده تنگ شد!!
No comments:
Post a Comment