Sunday, 22 April 2012

Hey you! Barninians!


Wow! یعنی wow!! این همه بارنی دوست؟! الان من کلی شرمنده ام که انقدر آپ کردن سریال طول کشیده!! من پریای خط خطی (الان تصور کنین در پس زمینه داره broette چنت می شه و من brobe تنمه و دست راستم رو brocode هست!!!) broath می خورم که سه قسمت آینده سریال به خصوص فینالی رو تندی آپ کنم! True story!!

پ. س. ۱ پست ها بازدید شد (معلوم بود با عجله آپ شده دیگه) و غلط های املایی اش گرفته شد! احساس کردم آخری چقدر یهو تموم می شه و چقدر به سبک خود سریال هست! (آیکون پریای لپ قرمزی خجالت کشیده!!) یه addendum به broath اضافه کنین! دیگه پیش نمیاد!! در ضمن اگر روی عکس ها کلیک کنین،‌ به شکل اسلاید و در اندازه بزرگ (به اندازه مونیتورتون!) می بینینشون! غر نزنین انقدر!

پ. س. ۲ چه آشوبی به پا کردم!! رسما توبیخ شدم که یعنی چی که کویین رو دوست دارم؟ دوستان مجازی پیغام گذاشتن که هرکس کویین را دوست بدارد از ما نیست!! دوست مجازی/ رییس سایت برام نوشته می خوای احساسات ملت رو در نظر بگیری و تو موقعیتی که همه تمرکز کردن رو نفرت ورزیدن به بکی نیوتن، نیای بنویسی من دوسش دارم؟ همه آزادن عقایدشون را بیان کنن، اما اگه انقدر آزادانه و بدون توجه به اعصاب ضعیف بچه ها، عقایدت رو بیان کنی سانسورت می کنم هرچقدر هم که بی منطق به نظر بیاد. به اندازه کافی دلمون از نویسنده ها پر هست! الان من کلی متنبه ام و قرار شده ۵ تا داستان ۵۰۰ کلمه ای بارنی-رابینی یا فقط بارنی ای یا از اون لیست ها که قبل می نوشتم بذارم رو سایت به عنوان تنبیه! (خدا رو شکر کسی یاد کراوات اردکی یا slap bet نیفتاده!) سه بار هم باید بنویسم کبی اسمالدرز از بکی نیوتن خوشگل تره! خب این که مساله ای نیست. معلومه که خوشگل تره! دوستان گفتن اجازه دارم برگردم به موضع قبلی و بگم کلا مخالف عروسی بارنی ام. اما اگه عروسی رو قبول کردم، عروس باید همون باشه که قرار بوده باشه! به جاش اجازه دارم از قدرت نوستراداموسی ام استفاده کنم و هرچی دلم خواست سه قسمت آینده رو حدس بزنم! (می دونن همه پیش بینی ها به نفع بارنی-رابینه!!) فکر کردین من چقدر Geek ام؟ خب باید دوستان رو ببینید!

پ. س. ۳ کلی اخبار و شایعات و پست های بارنی ای- نیلی خواهید خوند چون من دو هفته آینده رو کلاس ندارم و از صبح تا ۵ (ساعت ها کوتاه شده!) در کتابخونه به سر می برم! I'm awesome. I know! دوستانی که بارنی دوست نیستن (احتیاط واجب این است که تجدید نظر کنین!) پست های سینمایی و ادبی هم رشد فزاینده ای خواهد داشت. Don't worry!

Saturday, 21 April 2012

بازم قانون مورفی!

 

از وقتی من کارت اقامتم رو گرفتم و مجبور نیستم پاسپورتم رو با خودم ببرم، یک بار هم تو آلمان از من کارت شناسایی نخواستن!

HIMYM, 721: Now We Are Even!



من با مشکل داشتن بارنی با استریپر بودن کویین مشکل دارم!! بارنی قرار بود شخصیتی باشه که به خاطر پیشینه خودش و خانواده اش با این مسایل مشکلی نداشته باشه. این احمقانه است که بعد از هفت فصل بارنی مثل یه آدم عادی حسودی می کنه. که چی؟ لابد قسمت بعد به کویین پیشنهاد ازدواج می ده فقط به خاطر اینکه کارش رو کنار بگذاره و این احمقانه ترین روش ممکنه که سریال ضعف خودش رو برای ساختن یه رابطه محکم بین کویین و بارنی بپوشونه! و یک روش احمقانه تر که تاکید کنن بارنی با کویین ازدواج می کنه که به یه سورپرایز اندیگ برسن! یکی به اینا بگه سورپرایز اندیگ از لحاظ ادبی از بی ارزش ترین پایان های ممکنه. یعنی یه بار مصرفه اصلا

ایده اینکه تد تنها شده و هرجوری دلش می خواد تو خونه می گرده، تکرار فصل دو هست و اون قسمت که قراره تد و رابین با هم زندگی کنن. حتی ایده های نشون ندادن بدنش هم هموناست که برا لیلی و مارشال استفاده کردن. مساله بعد اینکه من با مشکل داشتن تد با اینکه رابین احساسی بهش نداره، مشکل دارم. چرا رابین باید ۵ سال بعد از اینکه یه رابطه تموم شده، هنوز عاشق تد باشه؟ بعد تد از این مساله انقدر دلخوره که دیگه با رابین حرف نمی زنه؟ یعنی ننر!!!
اینکه لیلی درباره رانجیت رویای خیس (اصلاحش اینه خب! برا همین پارسال پیرارسال ها من نمی تونستم از جلو پوسترهای فیلم پوران درخشنده رد شم و یاد بیننده خارجی نیفتم که این ترجمه رو ببینه برق از سه فازش خواهد پرید!!) دیده باشه، فقط داستان پر کنه؟ باز هم که چی؟ چرا هنیگن و سگال اعتراض نمی کنن که هیچ چیز جالبی براشون نمی نویسن؟
 ایده های عجیب بارنی هنوز جذابن! مخصوصا که قرار بیست سال بعد که تد هنوز تنهاست و بارنی رییس جمهور شده، یاد این شب ها بیفتن! شب دزدیدن مومیایی از موزه تاریخ طبیعی؟ شب بند مریاچی راه انداختن؟ شب اسب بردن تو بار؟ شب خوردن همه غذاهای منو؟ شب بانجی جامپیک از مجسمه آزادی؟ و اینکه تد رو گول می زنه که کلیدش رو جا بذاره و مجبور شه باهاش بره، خیلی بارنیه! اما اینا برای اینکه یادش بره که دوست دخترش سر کاره؟ It sucks!!! بارنی که شناختیم، نه انقدر حسوده و نه انقدر حساس! (تو پرانتز من دارم برای هریس نگران می شم. این انرژی که این می ذاره تو هر جمله بی ارزش، وحشتناکه! آدم احساس می کنه الان از هیجان سکته می کنه!)

امتیاز دادن به خودش و تد هم محشر بود! و ۹۰۰۰ امتیاز به تد برای اینکه قبل از بارنی با رابین بوده؟ ۹۰۰۰ تا خیلی زیاده ها!!

و خاطره ای که تد توش داره به شدت از بارنی تعریف می کنه و وقتی تد می گه من یادم نمیاد، بارنی می پره وسط که let you finish! و مخصوصا یه کلمه (suave) رو اشتباه می گه و وقتی تد اصلاح می کنی، بارنی می گه آها! دیدی یادت میاد!!

و بارنی با لباس زنونه مخ یکی رو زده!! تازه تد رو هم مجبور می کنه پیرهن بپوشه؟ معرکه!!! این یعنی بارنی!! چرا آخه اینا می خوان تغیرش بدن؟

من از داستانک رابین هم بدم نیومد. یه مدت بود که رابین هیچ کار محیرالعقولی نکرده بود و نشوندن هلیکوپتر دقیقا کاریه که از رابین بر میاد! راستی اون عکس رابین تو شو لدرمن، از مصاحبه اسمالدرز و لدرمن هست واقعا! و وقتی مارشال و لیلی رو مدت هاست جدا از هم ندیدیم و اصلا مدتیه که هیچکدوم سر کار هم نمی رن، چرا دو بار به رابین زنگ می زنن؟


 


Barney: OK, you caught me vermillion-handed. The truth is I've spent the last five years inception your wife.
Marshal: That movie only came out two years ago!
Barney (confused): What movie?

Barney: Guys, I was sitting at home last night and all of a sudden I had a piphany! And my piphany was this....
Ted: Actually, that's epiphany!
Barney: No Ted! This is the piphany!

‌Barney: Made up the point system. 104 points! And 10 points to you for pointing that out! Nice job Ted! 15 points to me for being gracious enough to give you those points. But here's the point, Ted! …
پ. س. الان کاملا به روزیم. فقط وبلاگ بارنی رو چک نکردم که روزای آینده براتون می گذارم. این هفته هم فکر نمی کنم قسمت جدید پخش شه. تو اون دوران هر سه هفته یه قسمتیم. دیدین؟  challenge completed!!!

HIMYM, 720: The Trilogy



این قسمت هم در مقایسه با قسمت های اخیر بامزه از آب دراومده. شبیه فصل یک هست یه کم و البته دوباره جنگ ستارگان. سالها به شکل تیتراژ جنگ ستارگان نوشته می شن و یه ارجاع بیمزه هم به پنجره عقبی هیچکاک داره. قضیه از اونجا شروع می شه که بارنی نمی خواد ماگ هاش رو کنار بذاره و از ماگ های کویین استفاده کنه (بله خط داستانی به همین بیمزگی!!)  
 و لیلی نتیجه می گیره که بارنی فکر نمی کنه این رابطه آینده داشته باشه و بارنی می ره سراغ تد و مارشال و به رسم هر سه سال یه بارشون می شینن با هم جنگ ستارگان رو نگاه می کنن (با دوست دخترتون مشکل دارین؟ به همسرتون شک دارین؟ بچه دار نمی شین؟ هر سه سال یکبار جنگ ستارگان ببینین! جنگ ستارگان حلال همه مشکلات خانوادگی! با علامت استاندارد!) و در نهایت بارنی متنبه می شه و به اشتباه خودش پی می بره و می ره خونه ماگ هاش رو می شکنه. (بله خط داستانی به همین بیمزگی!!)

یکی از دلایل بامزگی این قسمت اینه که مدام فلش بک داره و به همین دلیل بارنی همون بارنی قبلیه هست که می شناسیم و دوسش داریم و دلمون براش تنگ شده. بعد هم که بالاخره تد تو ۲۰۱۵ بچه بغل هست
پس دیگه باید ببینه این مادره رو. یکی از بامزگی های این فلاش بک ها اینه که شخصیت بارنی همونه که هست و یهو!!! امسال عوض می شه. یعنی خودشون باید بفهمن چرا این تحول!!! ایراد داره.


سوال اول اینکه این لهجه انگلیسی من در آوردی رو اینا از کجا آوردن تو فلش بک ها؟



مساله دوم اینکه واقعا سه سال به سه سال تو این سریال هیچ اتفاقی نیفتاده که!!


واقعا قیافه هریس هیچ!!!! فرقی نکرده! بقیه کلی داغون شدن! من هی می گم دورین گری! شما باور نکنین!

ولی این قسمت بامزه است چون ما تا حالا هیچ فلش بکی از اون تابستونی که بارنی و رابین یواشکی با هم بودن ندیده بودیم. یادتونه یکی از مشکلات رابطه بارنی و رابین این بود که ما حتی شروعش رو هم ندیده بودیم و یه دفه می فهمیدیم که سه ماهی که سریال پخش نشده اینا با هم بودن!! این قسمت یه فلش بک بامزه به اون تابستون داره که وقتی تد و مارشال در می زنن ۱) بارنی در نصف ثانیه لباس می پوشه که خیلی بارنی بود و ۲) رابین رو تو استورم تروپرش قایم می کنه که اونم محشر بود.
 اعتراف می کنم که همچنان حتی تو این لحظه کوتاه هم بارنی و رابین به شدت جذابن. شاید به دلیل اینکه این هریس ناقلا واقعا یه مدل نگاه ها و حرکات رو برای رابین کنار گذاشته و اینا رو نه فصل قبل برای نورا به کار برد و نه الان برای کویین. هرچند همیشه جواب های مبهم داده درباره بارنی و رابین، ولی حداقل اعتراف کرده که خودش طرفدار بارنی-رابین هست و هم یه جورایی می خواد وقتی اینا سورپرایز اندینگ شون رو رو کردن بازی اش تداوم داشته باشه. کبی اسمالدرز که نیازی به گفتن نیست تو این سریال همیشه بهترین بازی هاش مقابل هریس بوده

 بکی نیوتن در نقش کویین واقعا حضور بازیگری داره. این هفته هیچ نقشی نداره (و من می ترسم سرنوشت اینم مثل نورا بشه!) ولی نگاه هاش و همون دو سه تا جمله اش جذابن. من تو آگلی بتی زیاد ازش خوشم نمیومد ولی اینجا خیلی خوبه و یه چیز بامزه، نه تنها خودش خودش رو پیشنهاد داده که تو یه مصاحبه جدید گفته بازی در کنار نیل پتریک هریس رویای تموم زندگی اش بوده و در حین تماشای بارنی فکر کرده من می تونم بارنی رو بازی بدم و تلفن رو برداشته زنگ زده به کارتر بی!! تو همین مصاحبه ازش می پرسن که آیا می دونه که زن بارنی میشه یا نه (نیوتن برای هشت قسمت قرارداد داره که  فینالی هم می تونه جزشون باشه!). جواب داده هنوز چیزی بهش نگفتن ولی «لباس عروس بپوشم و زن نیل پتریک هریس بشم؟ می میرم از خوشی!!». (گفتم من این دختره رو دوست دارم، نه؟) و البته این بار اول نیست که همبازی های رفیقمون اذعان می کنن به دلایل شخصی!!! مقابلش قرار گرفتن!!
البته چون همه نشانه ها به این سمته که بارنی آخرش با کویین ازدواج می کنه، من می گم عکسش اتفاق می افته. همچنان هم مرغم یه پا داره. مثال تصویری اش رو هم بذارین اینکه بارنی تو فلش بک ها هر بار که یه دختری رو از در می فرسته بیرون می گه از این به بعد زیاد می بینیمش و بعد درو می بنده و می گه و آنها دیگر او را ندیدند! درباره کویین هم با یه برخورد متفاوت همون جمله رو می گه. مثال بعدی اش رو هم بذارین رو رابطه بارنی با دخترا. اینا همچنان رابطه رابین و بارنی رو (اونم تابستون سه سال پیش!!) رو نشون می دن و بعد درباره رابطه بارنی و کویین فقط حرف می زنن (در مقایسه با رابین، پشت مبل حساب نیست!!). درباره نورا هم همین کارو کردن. ما اصلا با هم ندیدیمشون. به هر حال خیالتون تخت!
 و بچه ها به درستی اشاره کرده بودن به این ایده ابلهانه که تو یه قسمت هم رابین استورم تروپر رو می پوشه، هم کویین! قبلا هم این مساله رو داشتیم که صحنه های مشترک نورا-بارنی دقیقا مثل صحنه های بارنی-رابین بود. نویسنده ها مثل اینکه واقعا توانایی نوشتن چیزای جدید رو ندارن!

Lily: I see what this is really about!                           
Barney: Yeah. Mugs! Coffee? Tea! Religion!!

HIMYM; 719: The Broath

 
هیییییییییییییییی! بعد از مدت ها یه بارنی بارنی !!!!(منهای قسمت های رمانتیکش!!!) یعنی من از Broath اش لذت بردم!!! سوگند bro ها در حالیکه brobe پوشیدن و پشت سرشون bro زمزمه می شه و به bro code قسم می خورن! محشر بود! قیافه اش وقتی با بدجنسی اسم وسط دخترونه تد رو تکرار می کنه عالیه!
به شدت دوست داشتم که کویین تو تموم نقشه بارنی سهم داشت و همکاری کرد. یعنی انقدر این قسمت این دو تا با هم خوب بودن که (بارنی-رابینی ها گوشاتون رو بگیرین!) من بدم نمیاد که کویین موندگار بشه و حتی عروس ناپیدای آخر سریال باشه (دوستان! الان خون من مستحب شد از دید دوستان مجازی بارنی-رابینی! اینجا دیگه آپ نشد، خودتون بفهمین چی شده!)‌ از نورا صد در صد بهتره

 هرچند HIMYM یه سریال برنامه خانواده واره و مطمئن باشین اینکه بارنی و کویین به این زودی تصمیم می گیرن با هم زندگی می کنن و اون جمله آخر که کویین میگه اگر ازدواج کنه شاید استریپر بودن بذاره کنار و اینکه اصلا بارنی و رابین رو با هم نمی بینیم و اینکه رابین کوچکترین واکنشی به رابطه بارنی نشون نمی ده، فقط برای اذیت کردن تماشاگراست. یعنی هرچی اینا بیشتر نزدیک به آخر فصل یه دختر-پسر دیگه رو وارد داستان می کنن، مطمئن تر بشین که رابین و بارنی رو به هم می چسبونن. قراره ذهنتون منحرف بشه!! (منتها انقدر الان منحرف شدیم که برگشتیم تو راه راست!!) بعد هم کبی اسمالدرز یه فصل دیگه قرارداد داره و بکی نیوتن نداره! برای همین من یه کم لجم گرفت که هیچ لحظه ای مشخصی برای رابین نذاشتن که مثلا از ماجرای پیش اومده غمگین باشه یا حتی تو فکر بره. تنها صحنه ای ام که رابین اسم کویین رو می شنوه و همه دارن درباره اش حرف می زنن و رابین هیچ حرفی نمی زنه و در سکوت نوشابه اش رو می خوره، کبی اسمالدرز انقدر بیرون کادره که به چشم نمیاد!! باز هم تاکید می شود اینا برمی گردن به بارنی و رابین. حالا ببینین کی گفتم.





من مارشال و لیلی این هفته رو هم دوست دارم. مارشال مثل همیشه دست و پاچلفتی خنگ بود و لیلی فضول و آتیش بیار معرکه. فکر نمی کردم یه روز دلم برای همین خصوصیات سطحی اینا تنگ شه.
ارتقای رابین هم باید ببینیم چطور در داستان خواهد اومد. فعلا که فقط بهش اشاره شده

و البته بهترین تیکه این هفته تاریخ جعلی سراز و بروتوس به روایت بارنی هست. یعنی آی دلم برا تئوری ها و تاریخ جعلی های بارنی تنگ شده بود.
رسما غش کردم وقتی برووتوس (Brutus) رو بروتوس (Brotus) تلفظ کرد. کونگ فوی سزار با نینجاها هم عالی بود و البته در داستان بارنی سزار ، بروتوس رو می کشه و در نهایت پس از رابطه با صدها دختر، یه سالاد اختراع می کنه! شاهکار بود. (یه دلیل دیگه که اینا تیکه تیکه خوب می نویسن، اما نمی تونن انسجام داستان رو حفظ کنن.) نمیشه بارنی رو هر هفته همین طوری بنویسن؟

 و برای هزارمین بار NPH rocks!! و احتمالا ایده لباس های رومی از پارسال و Desperation Day میاد که بارنی و رابین و تد در نقش های رومی به شدت بامزه بود! راستی داستان در دوره Broman ها اتفاق می افته.

باز هم انقدر اشاره به کویین به عنوان عروس پایانی زیاده که آدم می خواد به نویسنده ها بگه دقیقا چقدر ما رو احمق فرض کردین؟ 
 
Barney: Ted Evelyn Mosby! You're about to be sworn to secrecy to the secret vows of a bro oath or broath. Put on your brobe! [...]
Barney: Place your hand on the bro code! Repeat after me! I Ted Evelyn Mosby..
Ted: I Ted why.did.I.ever.tell.you.my.middle.name. Moseby..
Barney: Solemnly swear not to tell our friends that Quinn is a stripper.
Ted: Solemnly swear not to tell our friends that Quinn is a stripper … who duped you out a lot of money..
Barney: You only suppose to repeat after me!
Ted: You only suppose to repeat after me!
Barney: Stop it!
Ted: Stop it!
Barney: Silence! [….] Do you Ted, middle.name.omitted (wink), Mosby swear to uphold this broath?

HIMYM, 718: Karma


نمی دونم چند نفرتون دووگی هاوزر رو دیدین. دووگی یه نابغه خردساله. تو دوازده سالگی پزشکی رو تموم کرده و داره تو یه بیمارستان کار می کنه. از اون بچه مثبت هاست که همه اش جون ملت رو نجات می ده و اصولا خلاف ازش برنمیاد و همه شیطنت هاش هم اقتضای سنشه و تازه آخر هر قسمت به یه نتیجه اخلاقی می رسه و رسما رمانتیکه در حد تایتنیک! یعنی از اون سریال ها که می تونین با خیال راحت با کودک و بزرگسال ببینین و هی بگین به به چقدر دنیا پروانه ایه! اشتباه نکنین. من از طرفدارای پر و پا قرص دووگی بودم؛ هم به خاطر اینکه دنیاش خیلی ساده است و هم به خاطر اینکه دووگی هاوزر یه نیل پتریک هریس نوجوان هست. دووگی چهار فصل یعنی از ۱۵ سالگی تا ۱۹ سالگی هریس (میشه ۱۴ تا ۱۸ سالگی خود دووگی) ادامه داشت. تا قبل از اینکه بارنی همه گیر بشه، تماشاچی های ساده غیر برادوی ای، هریس رو به دووگی می شناختن
مخصوصا که قیافه هریس هیچ (تاکید می شود هیچ!!) فرقی نکرده (و تو فصل آخر که بیشتر کت وشلوار تنش به شدت شبیه بارنی هست!) تفاوت بارنی و دووگی، همون به شدت خوب بودنِ دووگیه. احتمالا همین هم بارنی رو برای هریس جذاب کرده چون تصویری که سالها ازش تو ذهن آمریکایی ها باقی مونده رو به شدت تغیر می ده. متاسفانه بارنی این قسمت بارنی نیست. دووگیه. فقط ظاهرش شبیه بارنیه!

فکر نمی کنم هیچکس به اندازه من از اومدن دخترایی که قرار بود حال بارنی رو بگیرن، ذوق زده شده باشه و متعاقبا تو ذوقش خورده باشه. اصلا یکی از جذابیت های رابین برا من این بود که از همون قسمت اول از پس بارنی برمی اومد. یادتونه رسما حالش رو گرفت و بارنی که معمولا اتفاقا به این مدل دخترا جذب می شه با لبخند به بقیه می گه فکر نمی کنم ازش خوشم بیادو خب چند قسمت بعد تو zip, zip, zip عکسش ثابت می شه. بعد تو رژه دختر خنگ ها از بریتنی اسپیرز گرفته تا کیتی پری، رسیدیم به جنیفر لوپز و سریال به راحتی یه موقعیت جذاب رو از دست داد. به عنوان کسی که لوپز دوست نیست اعتراف می کنم که لوپز تو اون قسمت خوبه. فیلمنامه ضعیف کار رو خراب کرد. بعد نورا اومد که فقط یه قسمت باهوش بود و حالا کویین/ کارما. این دفه نویسنده ها به یه ایده مشعشع جدید رسیدن. نتونستن متن درست و حسابی بنویسن، پس بارنی رو خنگ کردن. یکی از جمله های هریس به تد اینه که «چطوری به اینجا رسیدم؟ کی تبدیل شدم به این آدم رمانتیک حال به همزن؟»  این سوال من هم هست. بارنی هیچکدوم از حقه های کارما رو تشخیص نمی ده؟ کارما می تونه بارنی رو بازی بده؟ یعنی نمی شد یک پینگ پنگ جذاب بین این دو تا شخصیت نوشت که هر دو شون همدیگه رو بازی بدن؟ تو این قسمت، کارما بارنیه و بارنی همه دختر بلوند احمق هایی که تا حالا دیدیم. شاید هم من از سریالی که نونصد تا قسمت تو استریپ کلاب گرفته و هنوز زاویه دوربین رو تغییر نداده، انتظار زیادی دارم. تو پرانتز من هنوز به کویین امیدوارم. تا حالا که خوب بوده!

معلومه که این قسمت چیز خاصی از آب درنیومده. بنابراین زیاد غر نمی زنم فقط یه کم. یکی از احمقانه ترین ایده های سریال این بود که مارشال و لیلی برن به حومه شهر. تو سریالی که زندگی همه شخصیت ها به هم وابسته است وقتی دو تا از گروه خارج شن باید براشون خط داستانی مجزا بنویسی و اینا تو نوشتن خط داستانی اصلی هم مشکل دارن. حالا بعد از سه چهار قسمت به این نتیجه رسیدن که مارشال و لیلی رو برگردونن منهتن!!! از طرف دیگه چون باید بارنی به ازدواج رابین یا رابین به رابطه بارنی و کویین واکنش نشون بده و اینا توانایی نوشتنش رو ندارن فقط شخصیت ها رو از هم جدا کردن. یعنی از وقتی مساله ناباروری رابین ملی شده، هنوز بارنی و رابین با هم حرف نزدن و البته رابین هنوز کویین رو هم ندیده (یکی ار بچه ها نوشته بود نویسنده ها از شدت عدم خلاقیت اسم ها رو هم از رو هم کپی می کنن. راست می گفت. کویین و کوین هم آوا اند!)‌ و این یعنی از هم پاشیدگی گروه. باز مقایسه کنین با فرندز به شدت به شخصیت ها و دوستی شون وفادار بود و مثلا فیبی که اصلا با هیچکدوم از پسرای سریال رابطه عاشقانه پیدا نمی کنه هم با تک تک شون یه رابطه خاص داره. واقعا رابطه فیبی با جویی با جنس رابطه اش با راس و چندلر فرق می کنه و این یعنی میشه نوشت! اینجوری می شه که فرندز هنوز رتبه اول تا سوم سریال کمدی که روزانه آن لاین دیده می شن رو داره.

رابین و تد تنها شخصیت هایی اند که این هفته به شخصیتشون وفادارن. رابین همون دختر سرد غیراجساساتی که می شناسیم (و همه دارن غر می زنن که بالاخره این کی می خواد یه ذره احساس به بارنی نشون بده. داریم می رسیم به ته فصل!) و تد هم همون آدمی از احساسات ازش قل قل می کنه هرچند تو این قسمت بعضی جاها تد بارنی و بارنی تد هست! لابد نویسنده ها شماره صفحه های فیلمنامه رو اشتباهی زدن!!

داستان خاصی پیش نیومده دیگه. مارشال ولیلی به منهتن باز می گردند. تد با نبودن رابین کنار میاد. رابین اصولا کار خاصی نمی کنه و بارنی به شدت!!!!! عاشق کویین می شه. خوبه حالا ۸ سال دختره تو استریپ کلاب دیده بوده!!! و جذاب تر از همه اینکه احتمالا یادشون رفته که تو فصل دو یا سه به کارما که تو وگاس استریپر هست اشاره شده بود و گفته بودن با بارنی یه مدتی رابطه داشته. شاید هم دو تا کارما تو یه استریپ کلاب کار می کردن خب!! چیزی که زیاده کارما!!

حاشیه ها:
همچنان NPH محشره هرچند انقدر لحظه های بامزه بارنی کم شده که آدم حیفش میاد. Ted! I Think I'm in loveاش رو ببینین و اون قیافه goofy که به خودش گرفته و ببینین با وجود اینکه عمرا شخصیت بارنی بتونه چنین چیزی بگه و هریس چقدر متقاعدکننده می گه! بقیه اش بماند که جای این اهریمن سه خالی که دوباره گیر بده این دروغ می گه نمی تونه گی باشه!

احترام به بکی نیوتن، بازیگر کویین، که خودش خودش رو پیشنهاد داده بود و نمی دونم شغلش رو خودش انتخاب کرده بود یا نه ولی
احتمالا مثل فلیشیا دی از اون هاست که NPH دوسته. ببینین متوجه می شین. بازی اش هم خوبه! یعنی خوبه!! و به شدت هم بامزه است. این جمله رو پیش دوستان مجازی بگم، برام بمب می فرستن!
انقدر این جاش رندر وقتی مقابل هریس بازی می کرد، خندید که الان عادی شده!!!

واقعا اون دختره که وقتی بارنی بهش گفته با من باشی نزدیک بینی ات درمان می شه از اون ها نیست که رابین می گفت دختری که انقدر احمقه، حقشه که بارنی هر بلایی سرش بیاره؟

جمله های بامزه: خیلی اندک می باشند!!
Robin: …. also diary! I think writing in you is stupid, but you're a gift from Lily and she's watching me right now!

Barney: I have told women I was famous! A war hero! That sex with me would cure their nearsightedness!

Barney: Yeah! Well, at my job we don't rip out people's hearts for money! My company briefly backed a lab in North Korea which did. But we sold it! 

پ. س. این پست هزار و پونصدم پریای خط خطی بود و بازم درباره بارنی! های فایو! 


اطلاعیه!

 
خوانندگان عزیز توجه فرمایید! صدای آژیری که می شنوید..... ببخشید خط رو خط افتاد از نوع twilight zone! امروز اینجا متعلق به بارنی هست! یعنی الوعده وفا و همه قسمت های عقب افتاده HIMYM! پوزش از همه دوستانی که No pressure رو نونصد بار دوره کردن! بنابراین اگر بارنی دوست نیستید، امروز چیز جالبی تو این صفحه نخواهید یافت و این البته دلیل نمیشه که I'm not awesome!!! اما خودتون می دونین! نه؟

Friday, 20 April 2012

بستنی چکه کنانه ۵

 
یکی از خصوصیات معروف من و بستنی چکه کن اینه که می تونیم ساعت ها درباره دو تا موضوع مختلف حرف بزنیم و هر کدوم فکر کنه اون یکی داره درباره موضوعی که تو ذهن اونه حرف می زنه. سخت بود؟ اینم مثالش. تازه این دو ثانیه ای بود:

بستنی چکه کن در حالیکه تا کمر تو یخچاله (یخچال بیست سانت در سی سانته! مشکل از بستنی چکه کن نیست. به گیرنده های خود دست نزنید!) می گه مرغت مشکوکه. من که تو اتاقم می گم تا همین نیم ساعت پیش تو فریزر بود که. اگه فکر می کنه مشکوکه خب بذار بپزیمش. یه قیافه برق گرفته منو نگاه می کنه و پس از اندکی گفتمان متوجه می شیم اون مینا رو می گفته که هی پر می زنه و آمد و رفت می کنه و وسط راه گاهی رو سر بستنی چکه کن خستگی در می کنه و من مرغ تو یخچال رو!!!

پ. ن. ۱ واقعا شما در موقعیتی که یه نفر داره از تو یخچال حرف می زنه، فکرتون می ره سمت مینا؟

نتیجه اخلاقی: به موقعیت توجه نکنین که دچار نقص فهمی نشید. مثلا کسی تو زمین فوتبال درباره گل حرف می زنه، شما به گل سر دختر همسایه فکر کنین!! اینجوری وقتی یه آقایی تو برزیل تو استخر به جرم دست درازی به دخترای نوجوون دستگیر می شه، شما به جای تفاوت های فرهنگی به اون یکی آقاهه که تو آمریکا تو آسانسور به بوبز یه خانمه دست زد و تو دادگاه گفت تقصیر خانمه بوده و همه دنیا کلی خندیدن، فکر می کنین. یکی بگه چه ربطی داشت؟

:|

 
به نظر میاد هوای فرانسه در دو هفته گذشته رعایت بستنی چکه کن رو کرده بود و الان برگشته به حال نرمال! آخه باد بیست کیلومتر سرعت؟ نه جدا؟

پ. ن. اینجا هوا سرد نیست. معمولا باد باعث می شه آدم یخ بزنه!

کف، سووت، حرکات موزون! حالا واژگون!

 
به نظر میاد مقاله من داره خوب پیش می ره!! های فایو!!! (مقدم های فایو را به این وبلاگ گرامی داشته و ازدیاد اصطلاحات نیل پتریک هریسی در پریای خط خطی را از خداوند متعال خواهانیم!!). کلی تشکر از شرلوک هلمز!‌ همه ایده ها داره با چسب هلمزی به هم می چسبه!!!‌ تق تق تق! (نه عزیز من!‌ knock, knock jokes کجا بود؟ این صدای زدن به تخته بود که مقاله ام چشم نخوره!! امروز چشم شیطون شور! (چرا کور؟ مغایر با حقوق بشره اصلا!!) یه صفحه کامل تموم شد و هنوز سه ساعت تا تعطیلی کتابخونه باقی است!!!

پ. ن. عنوان با قدری تغییر از نوشته های آقای هادی چپردار هست!