Showing posts with label HIMYM. Show all posts
Showing posts with label HIMYM. Show all posts

Saturday, 10 November 2012

HIMYM, 805: The Autumn of Break-ups

 

نشسته داره قسمت جدید رو می بینه. می گم چطوره؟ میگه HIMYM sucks ass!! بعد می گه نمی بینی؟ می گم مگه نمی گی چرنده؟ می گه بارنی اش خیلی cute هست ها!! با چشم های قلب ترکون می گم اون کی cute نیست، لعنتی؟ می گه یه bro جدید پیدا کرده ها!!‌می گم وقتش بود!! تد به درد هیچی نمی خورد! اصلا من نمی فهمم چرا انقدر باهاش دوست موند و …. بالاخره bro جدید بارنی رو می بینم!!!! He is legen...... wait for it......


یک قسمت چرند دزدی دیگه!!! مارشال و لیلی به تد گیر می دن که چرا تکلیف ویکتوریا رو روشن نمی کنی و فصل هشته! تو باید الان با ویکتوریا به هم زده باشی. زود باش. تماشاچی حالشون از ریخت همه مون به هم خورد. تد در خواستگاری نوآورانه که اصلا هم تو فصل دو برا رابین اتفاق نیفتاده، اتاق رو پر از گل سرخ می کنه و از ویکتوریا خواستگاری می کنه. یعنی حتی نوع گلش رو هم عوض نکردن!!!

 ویکتوریا برای ازدواجش یه شرط می گذاره!! تد باید هیچوقت رابین رو نبینه!!! یعنی آخ خلاقیت!! این اصلا تو فرندز اتفاق نیفتاده!! امیلی همین شرط رو برا راس نگذاشت که!!! تازه اونجا بیچاره حق داشت!! فکر کن سر عقد، داماد اسم دوست دختر سابقش رو که تصادفا از آمریکا کوبیده رفته لندن و الان تو تماشاچی ها نشسته رو بگه! شما باشین نمی گین دیگه حق نداری ببینیش؟

خلاصه تد برخلاف راس که اول سعی کرد ازدواجش رو حفظ کنه و بعد وقتی امیلی شورش رو درآورد باهاش به هم زد، از همون اول به ویکتوریا میگه که نمی تونه رابین رو نبینه!! ویکتوریا رفت! به همین سادگی! به همین خوشمزگی!!!


 ویکتوریا یکی از بهترین شخصیت های این سریال بود که سازندگان هیچوقت قدرش رو ندونستن. جمله خداحافظی اش به تد چیز عجیبی نیست اما بازی اشلی ویلیامز دیدنی اش کرده. با چشم های پر از اشک دست های تد رو می گیره و واقعا در کمال صداقت می گه امیدوارم یه روز بهش برسی و از مک لرنس بیرون می ره!!! 

 
داستان بیمزه تر: لیلی، مارشال رو به یکی از دوست دخترهاش تبدیل کرده!‌ مارشال با لیلی و تد می شینه و مثل خانم ها حرف می زنه و راه حل ارائه می ده. یه جا هم ادای ووپی گولدبرگ تو روح رو درمیاره و مثلا یکی توش حلول می کنه!! یعنی بیمزه در حد جام جهانی!! عملا یعنی ما این هفته برا جیسن سیگال هیچ داستانی نداریم. مجبوریم براش چند خط بنویسیم و چیزی بهتر از این به ذهنمون نرسید. داشتم فکر می کردم چرا من نیل پتریک هریس رو در نقش های زنونه مثلا اورسلا اندرسن با مایو!!! (خودتون چشماتون رو بچرخونین!!) دیدم و قبول کردم و اینجا می خواستم سگال و نویسنده رو با هم بندازم تو چرخ گوشت! دلیلش واضحه نیل پتریک هریس، رابین ویلیامز، داستین هافمن و همه اونایی که تو نقش های زنونه دوست داشتنی اند، نقش رو با ننر کردن صدا و اطوار زنونه نمی سازن!! انگار واقعا هنگام بازی، زن هستن!! بقیه مردا فکر می کنن یه کم دست هات رو تکون بدی و صدات رو لوس کنی داری نقش یه زن رو بازی می کنی!!!


و بارنی: بارنی این هفته از بامزه ترین های بارنی نیست. اما به چند دلیل بامزه است. دلیل اول مثل همیشه بازی محشر نیل پتریک هریس هست. بعد هم که بارنی و رابین این هفته مقابل هم اند و ….. برووِر!!! یعنی این سگه انقدر بامزه است و نیل پتریک هریس انقدر بامزه و جدی باهاش بده بدستون بازیگری داره که می خوای هر دو تاشون رو بچلونی!!


بارنی تو این قسمت یه مشابه سگی بسیار جیگر پیدا می کنه که خیلی بهتر از تد وظایف wing-man ایش رو انجام می ده!!! البته wing-manship دو طرفه است!! بارنی هم کلی به برووِر در دختر بلند کردن (منظور هاپو خانم ها هستن!) کمک می کنه!! از اون سو، رابین که کلی نگران بارنی می شه (چرا؟ بارنی بار اولش نیست که یه سرگرمی این شکلی پیدا کرده) که این سگ دوستی یه دفه ای نشون میده که بارنی هنوز نتونسته از فکر کویین در بیاد و گیر می ده که باید مواظب بارنی باشه!! این در حالیه که نیک همه اش هی برنامه های رمانتیک برا رابین می ریزه و هی رابین به خاطر بارنی همه شون رو به هم می زنه. (البته لطف کردن این هفته نیک و رابین جدا نشدن!!! هفته دیگر، ان شاالله!!! انقدر هم شخصیت نیک ننره که رابین که هیچی، تماشاگر هم بدش نمیاد که بی دلیل یا با دلیل، نیک زودتر از سریال بره!!) فکر کن طرف برا رابین غذا درست می کنه. بعد رابین می گه آخی بارنی تنهاست و بارنی رو دعوت می کنه به شام دو نفره شون!! یعنی این نیک صعه صدر و رافت اس لامی ای داره تحسین برانگیز!!



 از اون ور، همین طور، یهو صاحب اصلی برووِر که شماره بارنی رو احتمالا از تهیه کننده گرفته!!! زنگ می زنه به بارنی و سگش رو می خواد. بارنی هم طی یک بازی محشر از نیل پتریک هریس (من از خنده غش کردم از خداحافظی این با سگه!!! یعنی این بشر چطور می تونست این جمله ها رو با اشک بگه، اونم به یه سگ و نخنده، معلوم نیست!!! کبی اسمالدرز هرجا پشت سرش دیده می شد، به شدت با چشایرش درگیر بود!!!) از برووِر خداحافظی می کنه

 و واکنش اولش اینه که خودش رو از بالکن پرت کنه پایین که رابین نمی گذاره!! تکراریه؟ البته!! جویی این کار رو کرد! بعد از اینکه ریچل بهش خبر داد می خواد بره فرانسه!!! بعد رابین و بارنی با هم می رن برووِر رو پس بدن و معلوم میشه نونصد سال پیش که تد، رابین رو وادار کرد سگ هاش رو رها کنه، بارنی همراهش رفته بوده (بازم چرا؟ اون موقع رابین با تد بود و دوست جون جونی لیلی هم محسوب می شد. به جاش با بارنی فقط کل کل می کردن!!)
 


 Anyways، صاحب برووِر که اسم اصلی اش مستر اسپرینکلز هست اول فکر می کن بارنی-رابین با هم اند. وقتی رابین بهانه میاره و می ره، دختره نشون می ده که گلوش پیش بارنی گیر کرده (per usu. Everybody has a thing for the barnacle!) و ….بارنی قبل از اینکه داخل خونه بشه، برمی گرده و به پشت سرش که الان جای رابین خالیه نگاه می کنه و میگه best bro ever و این دفعه معلومه که تنها برووِر، منظورش نیست. 

 
انصافا نه تد داستان داره، نه بارنی-رابین!! اینکه من با داستان تد مشکل بیشتری دارم به این دلیله که بازی جاش رندر شبیه ماست کم چربه و همه چیز رو بدتر می کنه درحالیکه نیل پتریک هریس و کبی اسمالدرز در هر نمایی که کنار هم قرار می گیرند بینشون جرقه های الکتریسیته مشهوده!! وقتی دختره فکر می کنه با هم ان و دو تاشون هول می شن که جواب بدن، میمیک های صورتشون حرف نداره!! نیل پتریک هریس که باز در یک بازی شخصیتی به رابین فرصت می ده، با هم بودنشون رو انکار کنه و بره. در حالیکه بارنی سکوت می کنه و منتظر می شه که رابین بگه با هم هستن یا نه. این ها هیچکدوم از فیلمنامه نیست. همه اش از بازیگر هست. راستی وقتی کبی اسمالدرز صداش رو کلفت می کنه و ادای خاله اش رو در میاره و رسما در می ره، برای اولین بار هریسه که داره از خنده ترک می خوره. البته که نمی خنده! اما از چشماش و میمیک صورتش معلومه که داره با بازی اسمالدرز حال می کنه! به جاش وقتی بارنی و برووِر در میان تو و بارنی معذرت می خواد که دیر کردن چون برووِر نمی تونسته کراواتش رو انتخاب کنه، هم کبی اسمالدرز با چشایرش مشکل داره، هم مایکل تراکو که فکر می کنه دوربین روش نیست و رسما داره می خنده! به هر حال، من برووِر رو دوست داشتم. بارنی از دید من همیشه از اون آدم هایی بوده که حیوون نگه می دارن. وقتی دو فصل پیش داستان کاتن تیل رو ادامه ندادن، کلی خورد تو ذوق من!! تازه تو فصل ۴ فکر کنم، بارنی یه خوکچه هندی هم داشت.



 با همه اینا دوستم حق داشت. HIMYM sucks ass! و یه قسمت دیگه بدون اینکه داستان پیشرفت کنه از دست رفت. یک سوم فصل گذشته و هنوز نه از مادر بچه ها خبری هست و نه می دونیم چطور شد که بارنی-رابین سر از سفره عقد درآوردن! (البته می دونیم قضیه وگاسی نیست. چون حداقل ۲۰ ثانیه از نامزد بودنشون رو دیدیم!) فکر کنم تهیه کننده ها می خوان به زور یه فصل دیگه بهمون قالب کنن. البته من مشکلی ندارم به شرط اینکه سریال بارنی-محور بشه کلا و بقیه شخصیت ها دور داستان های بارنی شکل بگیرن!! همه سریال رو هم مت کوهن بنویسه!! ممنون! شرط دیگه ای به نظرم رسید، خبر می دم!


  

Monday, 22 October 2012

HIMYM: 804, The Godparents

  

این قسمت کمی تا قسمتی بامزه است به چند دلیل. اول اینکه قصه (per usu) یه دزدی ناشیانه است از فرندز. اون قسمتی که خواهر ریچل میاد گیر می ده که شما بمیرین، بچه تون رو می دین به من؟ به علاوه اون قسمت مسابقه سر آپارتمان و bamboozled و مسابقه برای ساقدوشی عروسی مانیکا و پوکر و... دوم اینکه این قسمت نوشته مت کوهن هست که کتاب ها، بلاگ و توییتر بارنی رو می نویسه. بنابراین شوخی های بامزه بارنی ای بسیار به چشم می خورند. البته برخلاف فرندز که اصلا مطرح شدن قضیه فرزندخواندگی یه دلیل منطقی داشت (اینکه ایمی خودش نمی خواست بچه دار شه ولی بدش نمیومد همین جوری یه بچه بدن بهش و اصلا قضیه رابطه ریچل و خواهرش مطرح بود و اینکه گاهی دوست ها، نزدیک تر از خانواده از آب در میان!)، اینجا لیلی و مارشال یهو!!! یادشون می افته که ما یه روز می میریم و اگه مردیم بچه رو بدیم به کی؟ همین طور بدون مقدمه!! 
 از اون ور، قابل قبوله که تد بچه رو بخواد! حتی رابین هم چون الان می دونه که بچه دار نمیشه، دور از ذهن نیست که با تد رقابت کنه. ولی بارنی اصلا بهش نمی خوره که خودش رو به آب و آتیش بزنه که بچه بزرگ کنه! حداقل می تونستن جوری داستان رو بنویسن که بارنی اولش از زیر قضیه در بره و بعد به خاطر طبیعت رقابت جویانه اش وارد بازی بشه. تو فرندز هم جویی اصلا وارد رقابت نمی شد چون با توجه به شخصیت اش، آدمی نبود که داوطلبانه بخواد بچه بزرگ کنه. قسمت اعظم این قسمت مسابقه ایه که مارشال و لیلی ترتیب می دن که برنده بشه پدر/ مادر خوانده بچه شون! و به این نتیجه می رسن که از دوستاشون دور افتادن، دچار عذاب وجدان می شن و سرپرستی رو می دن به هر سه تاشون!! (احمقانه ترین تصمیم ممکن! فکر کن رابین و تد و بارنی در کنار هم بخوان بچه بزرگ کنن!!) بدی اش اینجاست که باز برخلاف فرندز که تصمیم راس و ریچل منطقیه و به خاطر بچه شون هست، اینجا وقتی لیلی و مارشال به این نتیجه می رسن که وای وای دوستامون!! شما قانع نشدین! 
نیل خیلی خوشگل آه اسفبار می کشه و جیگر بیننده رو آتیش می زنه که شما یادتون رفته چطوری دوست باشین و از در خارج می شه ولی دلیل لیلی و مارشال که ما دیگه نمی تونیم تا صبح بشینیم توی بار، کاملا منطقیه!! اصلا تقصیر منه که هنوز از این سریال در پیت انتظار منطق دارم و با فرندز مقایسه اش می کنم. این کجا و اون کجا. اگه می تونستم بارنی عزیزم رو منتقل می کردم به فرندز که مجبور نشم هر هفته این چرندیات رو نگا کنم!
یکی برا من توضیح بده که کجای مشکل تد و رابین برای هشت سال به پایین مناسب نیست؟ پدر ویکتوریا تد رو مجبور می کنه هزینه عروسی ویکتوریا رو بپردازه و نیک به جای موتور ژیگولی که رابین دوست داره، یه موتور معمولی گرفته. یعنی اگه فهمیدین چرا نمی شد این مشکلات رو با لیلی و مارشال مطرح کرد به منم بگین. بارنی هم که (گربه چشایر!!!) اصولا هشت به بالا رو یه چیز دیگه تصور کرده! یعنی رسما ولو شدم وقتی فکر کرد دختره به زور ۴.۵ بود. تازه با احتساب اینکه با من بودن بهش امتیازش اضافه می کنه میشه ۶.۵!!! 
وقتی شما یه خرس کوچولو برا کسی هدیه می برین و درو روتون می بنده چه می کنین؟ می رید یکی بزرگتر می خرید!!! رقابت رابین و تد در قانع کردن لیلی و مارشال به خریدن خرس های بزرگتر محدود می شه! هر دو تاشون هم فقط خرس می خرن! احتمالا تو منهتن عروسک های دیگه تو سایز بزرگ قحطی اومده!! اصولا یک پدرخوانده/ مادرخوانده شایسته کاری نداره جز اینکه برای فرزندخوانده اش خرس بخره!! بچه همین طوری بزرگ می شه دیگه!!
 
یعنی آی روشنفکری!!! مارشال رو به دوربین صحبت می کنه و تد می گه این چرا با دیوار حرف می زنه!!! یعنی مرسی شکستن دیوار چهارم!! متاروایتگری!!! ترک برداشتن واقعیت و خیال!! الان سریالتون تو تاریخ روایتگری موندگار شد اینطوری!!!

جواب های تد و رابین به سوال ها سوپر چرنده!! یعنی انتظار داشتم تد مثل آدم جواب بده ولی یکم اغراق شده!‌ رابین یه کم بیشتر و بارنی که کلا قراره جواب هاش غیرواقعی باشه! جالب اینجاست که گاهی جواب های بارنی با همه غریب بودنشون از مال تد قانع کننده ترن! Birds and Bees اش که کاملا منو ناک اوت کرد!!

بریم سراغ بخش مورد علاقه من!!! مت کوهن اصولا بارنی نویسه و از همون رو، این قسمت شوخی های بارنکلی زیاد داره! ار اون ور نیل با چنان شوری بازی کرده اینا رو (حق داشته! حوصله اش سر رفته حتما!‌ مدت ها بود چیزایی که براش می نوشتن چنگی به دل نمی زد!) که حتی وقتی شوخی بامزه ای نیست از مدل بیانش یا میمیک صورتش می خندین! یعنی فقط قیافه اش رو وقتی شعرها رو می خونه و مارشال درو می بنده ببینین، اگر منفجر نشدین!

 بعد هم که نه که همه سرودهای کریسمس رو گند نزده بود (شخصا بعد از اون قسمت که خواهر تد میاد، نشده We wish you a merry merry Christmas! رو بشنوم و یادم نیفته که I wish I could see her naked!!)، این دفه رفته سراغ شعرهای کودکستانی!! یعنی من بخوام اینا رو درس بدم چه خاکی و با چه غلظتی باید به سرم بریزم که چشایرم رو کنترل کنم، خدا می دونه! تا الان که The wheels on the bus go round round round رو از بقیه بیشتر دوست داشتم! اما انصافا قیافه نیل وقتی داره Ol' MacDonald رو می خونه (اونم با لهجه!!) حرف نداره! تو این لحظه ها الیسن هنیگن رو رو کاناپه ببینین که رسما چشایره!! 
 
قیافه اش وقتی تلفنش (که قسم می خوره نیاوردتش!!) زنگ می زنه هم محشره! یعنی هر کس دیگه اون آهنگ رو تلفنش بود و گوشی رو برمی داشت اون جمله رو می گفت، من رسما حالم ازش به هم می خورد! اما این جوونور به شدت این جمله ها رو بامزه می گه! تو این صحنه هم کبی اسمالدرز رو سمت چپ بارنی ببینین که نمی تونه جلوی خنده اش رو بگیره!!

تو رابطه بارنی و رابین هم دوباره نیل داره موازنه رو به نفع خودش برمی گردونه!! یادتونه ایده بارنی و رابین اصلا از اینجا شروع شد که نویسنده ها وقتی نوارها رو بازبینی می کردن متوجه شدن بارنی خیلی به رابین خیره می شه؟ یادتونه نیل دو سال پیش به B-R shipper ها قول داد انقدر این نگاه ها و زبان بدن رو تو بازی اش می گنجونه که هرچی هم تدوینگر بخواد حذفشون کنه، نتونه و نویسنده ها مجبور شن داستان رو بنویسن! خب در این راستا!! این قسمت رو ببینین!! یعنی تو صورت کبی اسمالدرزه! تو طول شات هم نزدیک تر می شه هی!! یعنی یه جاهایی شما انتظار دارین اصلا رابین رو بشونه رو lap اش! تا جای ممکن هم که دستاش دارن فعالیت می کنن! صورت که دیگه بماند!
 حتی تو بخش مسابقهه که کات های سریع داره، می شه دید که بارنی داره رابین رو دید می زنه! البته میزانسن هم جوری هست که کبی و نیل همه اش کنار هم دیده می شن! اینکه اصولا هم با هم خیلی دوست اند هم حتما تاثیر داره! چون کبی جلوی بقیه بازی به این راحتی نداره! ولی نیل داره over compromise می کنه به شدت برای داستانی که نویسنده ها نمی تونن بنویسن!! فردا یکی بیاد بگه چطور بارنی و رابین ازدواج کردن؟ داستانتون کو؟ نویسنده ها می تونن این قسمت رو نشونش بدن که ببین!!‌معلوم نبود؟ 
 
فکر کنم ایده broller از اونجا اومده که تعدادی کالسکه از قسمت هفته پیش باقی مونده بوده!


اون کلک تلفنی که بارنی سر ساقدوس ویکتوریا رو تلفنی گول مالید، قرارداد pre-shtup و تقویم بارنکلی رو بلاگ بارنی قرار گرفته و تقویمه و تعطیلات بارنیانه جدا بامزه ان!! Thanks-giving-it-up, slutoween و Mardi Bra به نظر من از بقیه بامزه ترن. برای بقیه اش برید اینجا.

می بینین اکثر عکس ها فن آرت هست. تو یک سال قبل بی سابقه بوده که ملت انقدر ذوق کنند که فوری شروع کنن به پوستر ساختن. انگار همه دلشون برا بارنی شیطون گوگولیه با تئوری های هچلهفت و شعرهای چرندش تنگ شده بوده.

اینم شعرهای کودکانه!!! این هفته:
Bro Mac Donald had a farm,
Eeee aaay, eeee aaay Bro!
And on that farm, he had some chicks,
Eeeaa, Eeeaaa, Bro!
With a hot chick here and a dumb chick there...



Brow, Brow, Brow your broat,
Gently to the bar,
Hit on sluts, then do ten shuts....



The boobs on the bus go up and down
up and down, up and down,
The boobs on the bus go up and down
All through the town...

Monday, 15 October 2012

HIMYM, 803: Nannies


I know! I know! یه هفته تاخیر دارم! (بیگ بنگ و دکستر رو چی می گین پس؟) اما قسمت هفته پیش انقدر خنثی بود که اصولا نه تنفر برمی انگیخت، نه تحسین!! انصاف بدین که نوشتن نداشت! Anyways!

بارنی برمی گرده به بازی که من اولش پریدم هوا که Awesome! مشکل اینجاست که متن حتی در مقیاس خود سریال چرنده! اینکه بارنی خودش رو دوباره به چالش می کشه و می خواد که بره سراغ روش های جدید، خیلی بارنیه اما در عین حال همه تکنیک های این هفته تکراری اند! جمله هاش اون دوگانگی جذاب همیشگی رو ندارن! البته که نیل پتریک هریس تو یونیفرم پلیس خیلی خوشگل شده (به جان خودم، اینکه عوامل این برنامه بیشتر مونث اند به این لباس ها و برهنگی های نیل ربط داره!! بعضی اوقات اصلا لازم نیست این بلاها رو سرش بیارن! چشم چرون ها!) اما هیچ دلیلی نداره که تا آخر برگرده به همین تکنیک!
 سایت پرستار بچه زدن هم از بارنی برمیاد، اما دخترهایی که میان انقدر ابله اند که به قول رابین دختری که با چنین حیله ای گول بخوره، هر بلایی سرش بیاد حقشه! بزرگترین مشکل من این بود که اینا از یه ور، هی تاکید می کنن که این عاشق رابینه، از اون ور بارنی هم بعد از به هم زدن با نورا قاطی کرد، هم با کویین!‌ انگار تنها کسی که بارنی به راحتی ازش جدا شد، رابین بود! این درباره رابین هم صدق می کنه که هر هفته با یه نفر جدیده و اینا می خوان به زور به تماشاگر بقبولونن که نه این هنوز عاشق بارنیه ها! خلاصه با همه احساس عشقولانه من به این شیطونی های بارنی، این هفته اصلا تکنیک ها رو دوست نداشتم. این مت کوهن که اینا رو می نوشت داره چه می کنه معلوم نیست؟
 اولین بار نیست که پیرزن ها به بارنی گیر می دن. از مامان تد گرفته تا دوست مامان خودش! اما بارنی و پیرزن ها؟ بارنی که ۳۰ سال به بالا رو آدم حساب نمی کنه؟ تو اون قسمتی که شلوار سرهمی پوشیده بود، خودش رو چلنج کرده بود که شلواره رو در نیاره و قضیه فرق می کرد؟ یعنی کلی دلم برا NPH سوخت که هنوز داره این سریال رو بیننده دار می کنه. بامزگی این قسمت هم مدیون میمیک ها و بازی هریس هست وگرنه حتی جمله های بامزه ای هم نداره!

از اون ور، من که حوصله ام سر رفته از رابطه لیلی و باباش! هی لیلی فکر می کنه باباش دوستش نداره و هی به اشتباه خودش پی می بره! نونصد بار!!! آیکون سر و دیوار!

از اون ور تر، تد بعد از اینکه ۱ سال تو فصل های اول با ویکتوریا بود تازه الان فهمیده ویکتوریا شلخته است! کلا شلختگی خصوصیته که شما سال اولی که با کسی زندگی می کنین بهش پی نمی برین!!! یعنی جیغغغغغ و کندن مو!!

رابین هم که اصولا هیچوقت شخصیت مقابل جذابی براش نوشته نشده که من الان از نیک انتظاری داشته باشم!!

خلاصه تکراری! بیمزه! حوصله سر بر!! سریال یه فرصت دیگه رو از دست داد! نه روابط شخصیت ها پیشرفتی کرد و نه به پایان داستان نزدیک تر شدیم!! ببینیم امشب می خوان چه معجزه ای کنن!!


Tuesday, 2 October 2012

HIMYM: 802 Pre-nup

  -->
از همین الان بگم که قسمت لوسیه!! همون طور که از اسمش برمیاد مربوط می شه به عروسی بارنی و اینکه آرتور، همون رییس  مارشال که سرش داد می زد و عاشق سگش بود، بهش مگه که باید حتما قبل از عروسی اش pre-nup بگیره و شرط های بارنی زندگی همه گروه رو مختل می کنه.

۱. چند تا ایده بارنیانه محشر! ۱. The pre-shtup! تعهدنامه ای که همه one-night stand های بارنی امضا می کردن که بعدا وبال نشن! High-five! (من بارنی قدیمیه رو می خوام!!!!!( کشدار بخونین!!)) ۲. کویین باید هر یک پوندی (میشه نیم کیلو؟) که اضافه می کنه ۲۰۰۰ دلار جریمه بده. یعنی هر ماه باید وزن بشه و معلوم شه که وزن اضافه نکرده! ۳. بوبزِ کویین باید هر پنچ سال یه بار یا هر پنجاه هزار honka honka، بازبینی و در صورت لزوم بازسازی بشن! یعنی عملا یه کیلومتر شمار برای بوبز دختره! ۴. پدر و مادر دختره می تونه هرچقدر دلشون می خوان تو خونه دخترشون بمونن، به شرط اینکه تو urn بیان. (پارسی این کلمه چی می شه؟ ظرف مخصوص نگهداری خاکستر مردگان یه کم طولانیه!) ۵. یه بند اشتباهی وارد شده که مال یه زوج عربه و درباره همسران بعدیه!! و بارنی آی دلش می خواد این بند رو نگه داره!!! بگذریم که رویاش خیلی والت دیسنی ایه و از بارنی بعیده. ۷ تا زن برای جنگ بالشی؟ همین؟


 سر این صحنه کلی خنده ام گرفته بود که همیشه NPH سر از این صحنه ها در میاره! حق داشتن تو هرولد و کومار آخریه اون جکه رو براش گذاشته بودن که این اصلا گی نیست. الان گی بودن مده! اینم داره سواستفاده می کنه! یعنی چرند بودن هرولد و کومار یه طرف، این بازی شون با پرسونای نیل پتریک هریس یه طرف! تازه تو این آخری دیوید هم هست! ۶. شماره شش یه خورده عفت خانم رو مجروح می کنه! (نه که بالایی ها نمی کنن!!!) و در نهایت بارنی چیزی حدود ۵ بسته کامل آ چهار شرط می گذاره جلوی کویین! 
 و شرط های کویین هم کم بامزه نیست مخصوصا حضانت همه کت و شلوارهای بارنی بعد از طلاق!! و وقتی بارنی با سوظن می پرسه چرا؟ و با ترس اضافه می کنه می خوای چیکارشون کنی، کویین با بدجنسی جواب می ده نگاهشون می کنم که چطور از مد می افتن!!‌دلم برای بکی نیوتن تنگ می شه! کاش می موند!

۲. یعنی ماشالا به این رکورد نگه داشتن سازندگان! تو فرندز تو ده سال، دو سه اشتباه بیشتر نبود. اونم یکی اش رو می دونستن، مجبور شده بودن. اینجا رنگ موهای ویکتوریا از هفته پیش تا الان از قهوه ای به مشکی تغییر پیدا کرده. لابد توجیهش اینه که خب دو ماه گذشت، ما بهتون نشون ندادیم!

Sorry۳. ولی مساله رابین با نیک و ویکتوریا و تد یکی از احمقانه ترین خط داستانی هاییه که من تا حالا دیدم. چرا انقدر اینا می خوان تاکید کنن که رابین آدم عجیب غریبیه معلوم نیست. تماشاچی ها بارنی رو به عنوان شخصیتی که غریب ترین کارها ممکنه ازش سر بزنه پذیرفته اند. اما رابین؟ از اون ور کدوم آدم نیمه عاقلی به نامزد قبلیِ دوست دخترش تو خونه اش اتاق می ده؟ کدوم آدم عاقلی تو خونه دوست پسر جدید نامزد قبلی اش می مونه؟ کدوم دختر عاقلی قبول می کنه؟ (و ویکتوریا تو این سریال همیشه دختر عاقله بوده!) یعنی سه تا شخصیتشون رسما مشکل دارن!! بعد هم قبلا هم پانچی اومده بود مونده بود خونه تد و با رابین مشکل پیدا می کرد! نه که اونجا خیلی ایده جدیدی بود، تکرارش هم کردن!

۴. میشه یکی به اینا یاد بده وقتی شما ۸ تا شخصیت دارین حتی اگر دو به دو زوج باشن، یه حادثه روشون یه جور تاثیر نمی گذاره. هرکس با توجه به خصویات خودش یه واکنش تازه نشون می ده! یعنی اون صحنه که دخترا متحد می شن جلوی پسرا می تونه از سریال های سیما سر در بیاره! به جز اون تیکه اش که بارنی می پرسه چه جوری می خوای بدون گردنبند شوک، به من شوک بدی؟ البته بامزه اش اینه که اون صحنه رو رابین شروع می کنه و ایده از رابینه! یعنی فکر کن!!!! به هر حال برای اولین بار تو این سریال، پسرا همه طرف بارنی رو گرفتن! الان یعنی جهنم سرد شده کاملا!


۵.با هم یکی از احمقانه ترین مدل های سریال سازی اینه که یکی رو همه اش با آدم های مختلف نشون بدی بعد تاکید کنی که ولی این عاشق اون یکی آدمه است ها!! یعنی ما تمام این قسمت رابین رو چسبیده به نیک می بینیم دوباره! کلا سمپاتی تماشاگر با شخصیت از بین می ره!! باز تو فرندز یکی از دلایلی که ما فیبی رو با یه لشگر آدم می دیدیم ولی باز دوستش داشتیم (از این لحاظ منظورمه وگرنه دلیل برای دوست داشتن فیبی زیاده!)‌ واسه این بود که گرافیکی اش نمی کردن. فوقش طرف میومد رو کاناپه سنترال پرک می نشست، یه خورده گروه سر به سرش می گذاشتن و تموم می شد. تو HIMYM احتمالا بودجه شون کم بوده بین تخت و کاناپه مجبور شدن انتخاب کنن!! بعد هم وقتی شما نصف فصل قبل رو گذاشتین رو کویین و بارنی، تو یه قسمت از هم جداشون کردن ابلهانه است!! یه چیز دیگه اینکه این سریال کلا با تابستون مشکل داره! یادتونه تابستونی که بارنی-رابین با هم بودن رو هم تو فصل ۵ حذف کردن؟ این دفه هم می گن خب تابستون که اتفاق خاصی نیفتاد. به عبارت دیگه، خب ما به اندازه کافی تخیل نداریم که با هم بودن اینا رو بنویسیم. از اون افتضاح تر، ویکتوریا، رابین، کویین و لیلی یه جوری رفتار می کنن که انگار نونصد ساله با هم می رفتن کافی شاپ! همون ویکتوریا که تد با رابین بهش خیانت کرد! همون رابین که می خواست سر به تن کویین نباشه چون خودش هنوز عاشق بارنیه! همون کویین که قسمت قبل فهمیده رابین با بارنی بوده!! و … خب برا لیلی هیچ فرقی نمی کنه قضیه!

۶. یکی از بامزه ترین لحظه ها وقتیه که کویین و بارنی همه شرط هاشون رو می گذارن رو هم و چیزی اندازه ده تا بند آ چهار شرطه! دختره که کوتاه تره اصلا دیده نمی شه (و دوربین مجبور می شه بچرخه که نشونش بده!). بعد در یک صحنه رمانتیک از بارنی می پرسه تو به من اعتماد داری؟ و بارنی خیلی عاشقانه-شاعرانه!!!! (باید ببینین قیافه نیل رو! از یه طرف می خواد راستش رو بگه، از اون ور نمی خواد دختره رو برنجونه! بامزه است کلی!!) می گه نه! بعد اضافه می کنه مگه تو به من اعتماد داری؟ و کویین می گه نه و اضافه می کنه You've slept with half of New York!!How could I trust you؟ معنای ضمنی رو دارین؟ نصف مردم نیویورک یعنی صد در صد زن ها!

۷. آقایون زحمت کشیدن آخر هر قسمت ۲۰ ثانیه بارنی-رابین نشون می دن که تاکید کنن اینا به هم می رسن ها! تماشا کنین تو رو خدا! یکی نیست بهشون بگه شماره ۵ رو بخونن؟

۸. لباس کبی هنوز بیریخته!!!

۹. به شدت منتظر بودم بارنی وقتی بعد از با کویین به هم زده و داره می گه My life is legen.... wait for it ….. بره دم پیشخوون و بعد از مدت ها یکی از حقه هاش رو ببینیم که dary تو یه فلش فوروارد تموم شد که بارنی داره درباره عروسی اش حرف می زنه و رابین از در میاد و همون همکاره می پرسه که نمی خوای تعهد ازش بگیری و بارنی جواب می ده نه. یعنی آه حسرت!!! فکر نمی کردم یه روز دلم برای فصل های چرند اول که بارنی اش انقدر بامزه بود تنگ بشه!!! خب حداقل هی فلش بک بگذارین تو سریال از بارنی قبلیه!!!

آخرین جمله این قسمت هست It's a big comedy, but you actually care about these characters! یعنی آدم می خواد به تد علامت راس نشون بده وقتی اینو میگه!! 

 

Quine: Can you believe that? He wants me to sign a pre-nup!!
Barney: Can you believe that? She wants to read it first!!

Barney: Ok, look! Did I go a spec of sand, a fairy eyelash, a unicorn whisper too far? Perhaps! But can you tell me there is nothing in any of your relationships you wanna change?


Friday, 28 September 2012

HIMYM: 801 Farhampton

  -->


Daddy's home!!! با یک کم تاخیر! جیییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغ! Barney's back!! من که مرض دارم. شمام که همه پست های بارنیانه منو نونصد بار خوندین، پس بارنی نگاری همچنان ادامه خواهد داشت!

خب، تصویر به تد باز می شه که تو یه ایستگاه اتوبوس نشسته و داره شر شر بارون میاد و نمی تونه جلو دهنش رو بگیره و بالاخره برا یه خانومه تعریف می کنه که تو عروسی ای که ازش اومده چه اتفاقی افتاده و می دونین کدوم عروسی دیگه! می ریم تو عروسی و در حالی که تد سعی می کنه یک رابین قاط زده رو آروم کنه، مارشال و لیلی دارن بارنی که داره از پنجره در می ره رو مهار می کنن! هوررررررررراااااااا! بالاخره یه جا اینا مثل شخصیتشون رفتار کردن!! رابین اشاره می کنه که می خواد از پنجره در بره (یا رابین و بارنی انقدر شبیه همند یا نویسنده ها فکر نمی کنن عروس و داماد از در هم می تونن فرار کنن، همیشه نیازی به پنجره نیست) و فلش بک به اونجایی که داستان تو فصل قبل ولو شد یعنی نامزدی بارنی و کویین و اینک ادامه ماجرا...


۱. کویین از لیلی و رابین می خواد که ساقدوشش باشن. لیلی که از شدت بیخوابی نمی فهمه که چی شد و رابین می ره به بارنی گیر می ده که این دختره چرا از من خواست که ساقدوشش باشم و guess what؟ بارنی اصلا به کویین درباره رابین حرفی نزده! و به جاش همه سرنخ هایی رو که ممکنه کویین بفهمه که این یه روزی با رابین بوده رو پاک کرده! خلاقیت نویسنده ها در این صحنه در حذف رابین از عکس ها با فوتوشاپ و یه جا جایگزینی اش با یه ببر!! خلاصه شده!

۲. از اون ور تد داره با ویکتوریا به سمت غروب می ره و گیر می ده به ویکتوریا که تو چرا برا کلاوس یه نامه خداحافظی نذاشتی و blah, blah, blah.... یه سوپر bride's maid دم اتاق عروس نگهبانی می ده و باید فکرش منحرف بشه که تد بتونه نامهه رو بذاره تو اتاق و کی استاد منحرف کردن ساقدوش هاست؟ حتی با کیلومترها فاصله؟ challenge accepted! و دوباره guess what؟ بارنی می تونه آلمانی حرف بزنه!!! و تو این فاصله که بارنی داره ساقدوش رو از راه به در می کنه، blabber mouth های همیشگی، مارشال و لیلی لو می دن قضیه رو. کویین ا دقیقه به بارنی فرصت می ده که درباره رابین توضیح بده و وایییییییییییی از دست این NPH! تو ۵۲ ثانیه کل سریال رو تعریف می کنه تا اینجا، نفس هم می گیره، ۲ ثانیه هم وقت اضافه میاره. بامزه اش اینه که بعد از اینکه میگه تد رابین رو تو بار دید و من همونجا گفتم که you can tell she likes it dirty باید می رفتم سراغش ولی تد ازش خوشش اومده بود. بعد اون وسط رو رفتار تد رو هم نقد می کنه. رابین گیر می ده که من الان با یکی دیگه ام که کویین رو راضی کنه نامزدی اش رو بهم نزنه! و می برتشون پسره رو ببینن و بارنی آی حسودی می کنه!! یعنی من عاشق این بازی های NPH با میمیک صورتش و صداشم. وقتی کویین می ره (و اضافه می کنم که من عاشق کویینم وقتی حال بارنی رو جا میاره!) نگاهاش به رابین محشره. بعد که معلوم میشه هیچی رو معدوم نکرده، بلکه براشون یه انبارمانند اجاره کرده که کلیدش رو تو جاکلیدی اش همه جا می بره، شما ناخودآگاه کلی برا بارنی قلب می ترکونین. یعنی فقط NPH می تونه تو یه صحنه حالتون رو به هم بزنه و تو صحنه بعدی بخواین بپرین بچلونینش!! امسال NPH باید!!! برای بارنی امی ببره! رد خور نداره! امسال هم که دوباره جایزه انتخاب مردم رو برد و از کسانی مانند جیمز پارسنز و کریس کالفر (می بینین؟ همه اونایی که من عاشقشونم، هی کاندید می شن!!!)!



۳. یعنی من می خوام بزنم تد رو له کنم! عروسی دختره رو به هم زده، بعد آخر اپیسود به این نتیجه می رسه که این دقیقا دقیقا همون دختری نیست که می خواد! یعنی هرچی نتلی کتکش زد، حقش بود! راستی من وقتی cut-throat bitch هاوس رو می دیدم همه اش یاد کتک خوردن تد از نتلی/ ان دودک می افتادم!! این اصلا بهانه همه ترسوهاییه که روز عروسی شون از پنجره در می رن! و معلومه که دخترا حق دارن در برن! چی وحشتناک تر از عروسی؟ ولی پسره اصولا خیلی رو داره که بخواد در بره! الان آیکن من با چاقوی دسته سفید زنجونی!!


۴. الان یه فصل و نیمه که لیلی و مارشال با لباس خواب اند.

۵. یه تعدادی از عکس های بارنی و رابین، همون عکس های ایتالیا بود!

۶. به نظر شما دلیل خاصی داره که وقتی تد داره به چیزهای عمیقی که آدم نمی تونه ازشون جدا شه فکر می کنه، بعد از نگاه لیلی و مارشال به ماروین، نگاه اشکبار رابین به وسائلشون و نگاه (محشر سوزناک!!) بارنی از پنجره به بیرون رو می بینیم وقتی سر کویین رو شونه اشه؟ یعنی آیا هندی تر و واضح تر از این؟

۷. تکرار می کنم از تمام حالگیری های کویین از بارنی استقبال می کنم. وقتی تد تلفن می کنه که بارنی ساقدوشه رو تلفنی از راه به در کنه، بارنی به سرعت می پرسه تلفنی که خیانت محسوب نمیشه و وقتی کویین می گه ها؟ به تد می گه کویین موافقه! بعد وقتی رابین عضلات دوست پسر جدیدش رو به نمایش می گذاره، کویین می گه می خواد بره بخوابه تو پیشخوان که نیک از روی شکمش شات برداره و تا بارنی می گه ها؟ می گه می دونستم موافقی!! من نمی خوام کویین حذف شه!!!‌ مگه دوباره برا رابین از این تو سر و کله بارنی زدن ها بنویسن!!

۸. نقد ها نسبتا مثبته! همه اشاره کردن به ۵۲ ثانیه محشر نیل پتریک هریس و برا هزارمین بار گفتن همیشه همین معجزه های کوچولوی هریسه که باعث می شه قسمت بعد رو ببینن. اما در عین حال همه حوصله شون سر رفته و می گن شورش رو درآوردن که خوب حرف درستیه. دوباره هم داستان بارنی و رابین ناتموم موند، هم تد. آوردن ویکتوریا فقط برا یه قسمت، کار ابلهانه ای بود، مخصوصا که تماشاچی ها ویکتوریا رو دوست داشتن. عروسی بارنی و رابین هم که دوباره رو هوا ول شد. الان فقط می دونیم، روز عروسی هر دو قاطی می کنن و می خوان از زیرش در برن! و آقایون تهیه کننده! فصل هشتیم!‌ تیک تاک! تیک تاک!


۹. بچه ها اسم این لبخند کجکی سوزناک های نیل رو گذاشتن. لبخند تلخی برای رابین!! یعنی کم مونده بردارن یه قطعه موسیقی بنویسن براش!

۱۰. باز هم دوستان اشاره کرده بودن که به محشر بودن میمیک نیل، وقتی بارنی عین خیالش نیست وقتی کویین می خواد نامزدی اش رو به هم بزنه (و مارشال وادارش می کنه بره دنبال دختره!) یا بره بخوابه رو پیشخوون که نیک از روی شکمش شات برداره. بعد قیافه اش وقتی رابین دست می زنه به abs نیک! یعنی نیل پتریک هریس داره یه تنه بار ناتوانی نویسنده ها رو به دوش می کشه. حقشه که شونصد برابر بقیه حقوق می گیره!!


۱۱. من یه ذره برا کبی اسمالدرز نگرانم. هروقت جلوی هریسه به شدت خوبه، هر وقت با بقیه است مصنوعیه! این تو فیلم هایی که قرار نیست با هریس باز کنه، می خواد چه کنه؟ همچنان هم لباس های رابین زشتن!! یعنی این طراح لباس چه می کنه، معلوم نیست؟

۱۲. خب، فصل ۸ و پایانی خوب شروع شد. این قسمت ساختار درست و حسابی داره. داستان ها به هم گره می خورن. کمی قصه پیش می ره. عیال تد رو می بینیم. بازم پوشیده زیر چتر زرد و تو ایستگاه اتوبوس. حالا یا یادشون رفته که تد می گه دختره رو تو عروسی بارنی دیده یا بعدا که عروسی رو نشون بدن قراره طرف رو ببینیم. مساله اینجاست که تو این سریال تنها قسمتی که روش فکر می شه قسمت اوله! بعد که آدم ذوق می کنه که وای قسمت اول برای آی کیوی طرفای ۱۰۰ بود یه دفعه آی کیوی قسمت های بعد عقب افتاده ذهنی می شه. اما امیدوارکننده بود!!


پ. ن. من اپیسود رو داونلود نکردم و از این رو! زیاد عکس نداریم. به promo سریال توجه فرمایید. دارین که فقط تصویر بارنی-رابین میاد؟


 و جمله نسبتا بامزه ها :

Marshal: “We are not one of those people who have a zombie and become total babies!”

Quine: “We are not having sex in your kitchen”.
Barney: “No, no, we are. I already took off your bra.”

Robin: Okay Barney, Think this through. Do you really want to spend the rest of your life with Quine...
Barney (shouts): Oh, God! You have a point!
Robin: Haven't gotten to it yet!
Barney (calms down): Of course, continue!
Robin: and not tell her?


و البته