Saturday, 24 September 2011

مینا ۴۴


دوستم به زودی درباره پرنده های افسانه ای و پرنده ها در قصه های کهن کنفرانس داره. بخش دوم میشه طوطی ها و پرنده هایی که معمولا تو قصه ها مال زنه اند و معمولا هم یه جاهایی لوش می دن! پیشنهاد پریایی این بود که مینا رو به عنوان نمونه ببریم اونجا! تازه فکر کنین یکی از این استاد حرف بزنه و مینا برگرده بگه «کوفت» یا به این استاد که من بهش می گم اوی تو خالی یا مجموعه تهی! بگه «این چقد چاقه!!!» ((((((:


HIMYM: 702, The Naked Truth


یادتونه مانیکا فان بابی رو مجبور کرد که الکل رو کنار بذاره و نتیجه شد یه بابی به شدت خسته کننده؟ HIMYM داره دقیقا همین کارو می کنه. این قسمت از قسمت قبل هم بیمزه تره! مارشال فقط تو خیابون می دوه، بارنی تو داینر منتظر نورا می شینه، تد که همیشه بیمزه است! چیز جدیدی نیست!! رابین فقط هست! لیلی هم فقط حامله است!

۱. احتمالا truth اسم مستعار مارشاله که تموم ۲۰ دقیقه داره برهنه تو سریال می دوه! من واقعا حوصله ام سر رفته که این سریال انقدر به کارهای دیگه بازیگراش ارجاع می ده. قبلا کلی از این کار خوشم می یومد. اما HIMYM رسما این تکنیک رو به ابتذال کشونده. جیسن سیگال که از Geeks and Freaks تا حالا معروفه به این قضیه برهنگی. همه جاهایی که لیلی به رابین گیر می ده اشاره است به نقشش، ویلو، تو بافی. حتی تو اون قسمتی که دارن برای بچه شون اسم انتخاب می کنن، لیلی میگه تارا که اسم پارتنرش تو بافی هست. شونصد بار اشاره کردن به این که شغل های قبلی کبی اسمالدرز و نیل پتریک هریس که به خاطر سابقه کاری اش (باورتون میشه این آدم ۳۰ سال سابقه بازیگری جدی داره؟ از ۸ سالگی بازی می کرده و یازده سالگی کاندید گلدن گلوب شده!!!) بیشتر از بقیه مورد توجهه. از کارهایی که با ماپت ها کرده تا دووگی هوزر تا هرولد اند کومار تو HIMYM استفاده شده!! به جز بازیگرایی که همه به خاطر هریس می آن. از جنیس فرندز گرفته که تو دووگی با هم همبازی بودن تا جان چو تا دیوید برکا تا کل پن که این فصل قراره با رابین دوست بشه. بماند که جان لیتگو تردید داشت که نقش پدر بارنی رو قبول کنه و با دیدن اون قسمت که بارنی فکر می کنه باب بارکر پدرشه راضی شد! (کی می تونه اون قسمت رو ببینه و دلش نخواد پدر بارنی باشه؟؟)

۲. برای اولین بار هیچ جمله خاصی (حتی جمله های هریس!) نیست که چشم آدم رو بگیره. خب، طبیعی هم هست. بارنی این قسمت یه تد عشق زده است که برای جلب نظر دختره ۹ ساعت تو داینر می شینه. (slutty pumpkin رو یادتونه؟) و تد بارنییی که با استفاده از تصویرش رو جلد مجله می مخ دخترا رو می زنه و معلومه که اصلا خوب از کار در نیومده! جاش رندر یک صدم کازیرمای هریس رو هم نداره! یعنی من نمی فهمم اینا چی دارن فکر می کنن؟ فکر کنین مثلا تو فرندز چندلر شروع می کرد گرامر ملت رو تصحیح می کرد و جویی باهوش می شد و همه فکر می کردن راس گییه. مسخره می شد، نه؟ اصلا میشه بارنی رو بدون تکنیک ها و تئوری هاش تصور کرد؟ رشد شخصیتی؟ واقعا؟ فرندز نشون داده که هم میشه رشد شخصیت رو نشون داد و هم به شخصیت وفادار بود. چندلر فصل ده فرندز، چندلر فصل ۱ نیست و در عین حال به شکل خارق العاده ای همونه. رشد شخصیتی که قلپی اتفاق نمی افته. روندش رو باید نشون داد! هر چی می گذره بیشتر می فهمم که سازندگان فرندز واقعا نابغه بودن!

۳. به عنوان کسی که با ورود نورا ذوق کرده بود (چون اولا رابین نیاز به یه رقیب جدی داشت! ثانیا همه دخترای این سریال به شدت خنگن و همونطور که هریس میگه می شه بهشون گفت hot chick number 72 ، هم انقدر شبیه رابین بود که بشه یه عالم حرف های روانشناسی درباره کشش بارنی به نورا زد و خب هم نازنین بنیادی ایرانیه!) به شدت حالم گرفته شد که از قسمت دوم نورا هم به گروه دختر خنگ ها پیوست و همه دروغ های بارنی رو باور کرد. نورای این قسمت دوباره باهوشه ولی آدم احساس می کنه همه باهوش بودن نورا برا اینه که یه فرصتی پیش بیاد که بارنی به جای اینکه تکنیک هاش رو پیاده کنه، تعریفشون کنه! محبوبیت نورا روز به روز بین کسایی که هنوز با از مخ گذشتگی این سریال رو دنبال می کنن (چرا بهتون برمی خوره؟ خودم نفر اول!) کمتر می شه. یادتونه ما چرا از امیلی خوشمون نمیومد؟ چون راس رو از گروه جدا می کرد. الان وظیفه نورا دقیقا همینه. بارنی که انقدر دوستاش براش مهم بودن (راستی چرا؟ اینا که خیلی خسته کننده ان همه شون!) تو این قسمت حتی با گروه سر یک میز هم نمی شینه. ورود نورا بارنی رو به یه un-Barney تبدیل کرده و مسلما هیچکس خوشش نمیاد.

۴. یه عالمه گفتن که یکی از شخصیت های محبوب سریال برمی گرده. (شخصیت مورد علاقه منو دوستام بعد از بارنی و یه کمی رابین cockamouse هست! که از وقتی تو فصل قبل بچه دار شد بهشون می گیم cockamice ! تازه یکی پیشنهاد کرد که از اونجاییکه پدر/ مادر بچه ها مارهایی بودن که بارنی تو ارکادیا گذاشته بود بهشون بگیم cockmisnakes ! (آخی همون قسمت که بارنی وقتی تد داد می زد، گوشای cottontail رو می گرفت که نشنوه! یعنی عاشق قیافه شم وقتی تد با اون قیافه عاقل اندر سفیه اش می گه برا خرگوشه اسم گذاشتی؟ و بارنی جواب می ده You took longer than I thought! We bonded! I'm keeping him! !) و فکر می کنین کی برگشته؟ بله ویکتوریا! واکنش اول من شبیه بارنی بود تو slutty pumpkin که به تد که ۶ ساله هالوین ها منتظر دختره می شینه میگه It has been 6 years! She may be married! Or God forbid!....fat!
در کمال سطحی گرایی اولین چیزی که به نظر آدم میاد اینه که به قول مینا این چرا انقدر چاقه؟ و البته آدم ۲ ثانیه بعد یادش می افته که خب ما که می دونیم این مادر بچه ها نیست و دوباره می خواین لهشون کنین. واقعا اینا می خوان تو آخرین نمای آخرین فصل سریال مادره رو نشون بدن؟ یعنی هیچ زمینه سازی نمی خوان بکنن؟ اینا اصلا سریال دیدن تا حالا؟ آدم شک می کنه واقعا!

۵. احساس کردم خیلی تند نوشتم و رفتم یه سری به نقدهای این قسمت زدم. متاسفانه منتقد جدی ها هم با من هم عقیده اند و هیچ سایتی هم این دفه quotation از سریال ننوشته.

۶. بامزه ترین لحظه (۴ ثانیه است تو ۲۰ دقیقه سریال!) باز متعلق به هریسه. نورا برا اینکه بهش ثابت کنه تو هنوز همونی میگه اون دختره رو نگا که سینه هاش بزرگن و بارنی وسط یه بحث جدی فوری برمی گرده (صبر کنین ۲ ثانیه!)‌ بعد که می فهمه نورا چیکار کرده دوباره برمی گرده سر حرفش و اینکه می خواد عوض بشه و نورا باعث شده که بخواد عوض شه و به قول خود بارنی blah, blah, blah ! چیزی که بامزه است وسط حرفاش هی بر می گرده عقب رو هم نگا می کنه و آخرش که حرفاش تموم می شه اضافه می کنه و چرا دروغ میگی هیچ دختری با سینه های بزرگ این دورو بر نیست. بیمزه بود؟ خب این بامزه ترین بخش این قسمته.

۷. من واقعا می خوام یه نیل پتریک هریس سیاهپوست رو ببینم. قبلا یه بار خودشو اوباما جونیور معرفی کرده بود. اینجا هم در جواب نورا که پست ترین تکنیکش چی بوده، می گه یه دختر سیاهپوست رو که حاضر نبوده با سفیدپوستا دوست شه رو گول زده و دقیقا وقتی شما دارین فکر می کنین بارنی داره باز اغراق می کنه یه دختر سیاهپوست برمی گرده و می گه بارنی! گفتم این صدا آشناست. من واقعا می خوام ببینم این آدم که انقدر بلونده که آدمو یاده این جوجه ماشینی زردا می اندازه! (باور ندارین مصاحبه های ۴-۲۳ سالگی اشو که بدون گریم میاد ببینین!) با چه گریمی سیاهپوست می شه؟

۸.فکر نمی کردم هیچوقت اینو بگم ولی فصل ۶ در مقابل این دو قسمت الان پدرخوانده است در برابر سریال های ماه رمضون! یعنی دلم برا The Mermaid Theory تنگ شده!



۹. تنها نکته مثبت ( آماده باشین برای نیمه پر لیوان! ) بازیگری هریس هست و اینکه با نورا مثل یکی از چلنج هاش برخورد می کنه (خدا رو شکر یکی تو این سریال فکر می کنه!). اصلا از بارنی عاشق فصل ۴ خبری نیست. این سبک بازیگری اگر بعدا دوباره پای رابین وسط بیاد (که سریال نشون می ده، میاد!) خیلی کمک می کنه به درک بارنی. هریس به شدت سعی می کنه که انسجام شخصیت رو حفظ کنه، میمیک صورت، تن صدا، اختلال تمرکز و تکه کلام ها (که به نظر میاد کمتر و کمتر نوشته می شن!) و باور کنین این کار با این گفتگوهایی که براش نوشتن اصلا ساده نیست. حیف که نویسنده ها فرصت خوبی در اختیارش قرار نمی دن! True story !


Friday, 23 September 2011

مینا ۴۳


چگونه از حمام خارج شویم؟
در را با احتیاط باز می کنیم. اگر با مینایی مواجه شدیم که با دقت ما رو نگاه می کنه و می گه شلام شلام خطری ما رو تهدید نمی کنه و می تونیم از آستانه در رد شیم. اگر با مینایی مواجه شدیم که با دقت نگاهمون می کنه و سرشو یه کم به چپ خم می کنه، بی درنگ خودمون رو می اندازیم زمین و سنگر می گیریم چون مینا با سرعت یک 71-SR از وسط صورتمون رد خواهد شد و خطر جانبازی ۸۳٪ در این حالت جدی است!

نکته: اگر مینا در حال عبور به موهامون گیر کرد: ۱) خونسردی خود را حفظ می کنیم ۲) فوری با دست می گیریمش و بی حرکت نگهش می داریم، وگرنه با چرخش ها و جنبش های متعدد به موهامون گره می خوره ۳) در حالی که به شدت داره غر می زنه و گاهی نوک هم می زنه با صبر و حوصله (مثل اون موشه که تو سیندرلا دمبش گره خورده بود!!!) از موها جداش می کنیم!

خروج دلپذیری را برای شما آرزومندیم!



:D


 دری ۳ معروف شده به دری سبزه!


پ. ن. آقای فروشنده کلی تلاش کرد که من یه دری صورتی بخرم، انقدر که آخرش مجبور شدم بهش بگم سلیقه شما برا من خیلی زنونه است! بهش که برنخورد هیچ! کلی هم خندید!


The Eyre Affaire


The first casualty of war is always truth. 


من، پریای خط خطی، ۵۰۰ پست دارم!!



چه به سرعت رسیدیم به پست پونصدم! الان به سنت وبلاگ نویسان ایرانی، من باید بیام بنویسم که آه من دیگر وبلاگ نخواهم نوشت! خداحافظ ای خوانندگان فهیم! بدرود ای دنیای مجازی کاذب (می دونم یه معنی می ده. برا تاکید بیشتر بود!!)! وداع ای اینترنت سنگدل! اما اصولا من در کدامین قسمت زندگانیم از سنت پیروی کردم که الان بکنم! (اصلا سنت برا شکستنه!!! True story! ). پریای خط خطی همچنان ادامه خواهد داشت! چه جور!!

وصیت نامه و مدارک دانشگاهی!


من پارسال برای اولین بار بدون گذراندن وصیت نامه یه مدرک گرفتم!


پ. ن. اگر ۳ بار وصیت نامه رو در سه مقطع گذرونده باشین، شرطی می شین و احساس می کنین برای هر مدرکی یه وصیت نامه لازمه!

;)


میگه تو چیکار می کنی همیشه از استاد شانس میاری؟ میگم هر سال برای الهه پشتیبان پژوهشگران قربانی می کنم! می گه نمیشه سفارش منو هم بکنی؟ میگم آخه تو اصلا از پیروان الهه پشتیبان سخنرانانی!

پ. ن. هر کدوم قرار شد سفارش اون یکی رو بکنه!

Ringer: Pilot


فکر کنین یک الکلی سابق هستین که شاهد قتل بودین و الان پلیس داره محافظتتون میکنه که برین شهادت بدین. فکر کنین یه خواهر دوقلوی همسر و مادر نمونه با زندگی رویایی دارین که ده ساله ندیدینش و اصلا شوهرش نمی دونه که شما وجود دارین. فکر کنین می رین می بینینش و خواهرتون رو قایق تفریحی اش شما را خواب می کنه و خودکشی می کنه. فکر کنین تو اون وضعیت تصمیم می گیرین که هویت خواهره رو بردارین. فکر کنین فرداش شوهره برمی گرده وشما مجبور می شین نقش زنشو بازی کنین. فکر کنین تو اون هیر و ویر دوست صمیمی خواهرتون که داره دکور پنت هاوس جدیدشو طراحی می کنه بهتون اعتراف کنه که فهمیده شوهرش بهش خیانت می کنه. فکر کنین هر جا می رین یه آقایی زیر نظر داشته باشتتون و وقتی موقعیت پیش می آد و باهاش حرف می زنین، تازه می فهمین که این شوهر همون دوست صمیمی است که با خواهرتون/ شما رابطه داشته. فکر کنین وقتی از شوهره می پرسین چرا رفتارش با شما در داخل و خارج خونه فرق می کنه بگه این بازی توئه، نه من. فکر کنین پلیس می آد دیدن خواهرتون/ شما که درباره شما/ خواهرتون سوال بپرسه. فکر کنین دکتر فلان زنگ می زنه که چرا برای ویزیت نیومدین و وقتی می گین یادتون رفت می گه هر چی زودتر بیاین و تبریک بگه که باردارین! فکر کنین شوهره پشت سر شماست و وقتی با ناباوری تکرار می کنین من باردارم؟ می شنوه و حالا مجبورین باردار هم باشین. فکر کنین شب با شوهر و دوست صمیمی و شوهر دوست صمیمی می رین که جشن بگیرین و شوهر دوست صمیمی میاد گیر می ده که خودت می دونی که این بچه منه! فکر کنین دوست صمیمی زنگ می زنه و می گه برید به پنت هاوس نیمه کاره چون فهمیده کی با شوهرش رابطه داره و وقتی می رین اونجا یه نفر هست که می خواد بکشتتون و …. تصویر قطع می شه به خواهر دوقلوی نمونه که زنده است و به نظر میاد از همه چیز خبر داره!

همه این ها تو پایلت اتفاق می افته. ترغیب نشدین سریال رو دنبال کنین؟ واقعا؟ به قول بارنی Friendship Over!!!!

:|


بالا رفتن تعداد خواننده های اینجا با پایین اومدن ای میل های من نسبت مستقیم داره! ای کسانی که اینجا را می خوانید! من هم دوست دارم بدونم شما زنده این یا نه؟ شما که همه تون وبلاگ نمی نویسین که من بیام بخونم از احوالات شما مطلع بشم. می خواین گاهی یه ای میل بزنین؟ همه چیزو باید گفت؟ ا؟